تبليغاتX
مدرسه راهنمایی عطار
خدایا امروز مرا در پناه خودت حفظ فرما

 

خدایا بی تو تنهایم هر چند همه عالم را داشته باشم

 

خدا یا امروز مرا دریاب

 

خدایا از جهل دوستان نادانت به تو پناه می برم

 

خدایا از ریای دوستانت به تو پناه می برم

 

خدایا در این دنیای تنها مرا دریاب

 

خدایا به فریادم برس

 

خدایا جز تو یاری ندارم

 

خدایا جز تو پناهی ندارم

 

خدایا فقط خودت را برای من حفظ نما

 

خدایا کمکم کن

 

خدایا هر چه می خواهد باشم ودر هر کجا فقط یاریم کن

 

خدایا رهایم نکن

 

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت |

دوشنبه 28/8/86

 

محل تلاقی دوشاخه فرعی رودخانه فصلی قم رود دشتی سر سبز را بین کویر

 

 و کوهستان می سازد  با آب و هوایی متناوب و متفاوت شهری کوچک در

 

حاشیه کویر قم و در کنار ارتفاعات لرستان و در حاشیه اصفهان و در کنار

 

 اراک شهری به نام خمین با نام قدیمی کمره با مردمانی ترکیب از لر و قمی

 

 وگلپایگان و ده قدیم کمره شهری محل تلاقی جنگهای خونین تاریخ ایران

 

زمین شهری با هزاران قصه نگفته و نشنیده قم رود از کنار منطقه ای از

 

خمین به نام احمد آباد به دو قسمت می شود یک قسمت به سمت کوههای

 

اطراف الیگودرز می رود و یک قسمت سر زمین حاشیه ای سبز و زیبا

 

 را در اطراف خمین به وجود می آورد که شامل روستاهای ریحان –

 

گوشه محمد مالک-نشهر – سکانه – آشمسیان – برجک-کاظم آباد می باشد

 

 سرزمینی بکر و زیبا که قسمتی در حدود 13کیلومتر آن تا انتهای نشهر

 

 تابستانها جای دیدنی و تفرجگاه مردم خونگرم و با صداقت خمین می باشد

 

 و بقیه آن فقط توسط مردم بومی شناخته شده و زیبایی های دست نیا فتنی

 

در آن نهفته است

در این بین در 10کیلومتری خمین در مسیر فرعی قم رود مزار مبارزی

 

خستگی ناپذیر از فرزندان مالک اشتر نخعی فرمانده زیرک مولای متقیان

 

به نام محمد ابن مالک حوابیده که روستای اطراف این مزار بزرگوار هم با

 

 نام گوشه محمد مالک نام گذاری شده است تقریبا می توان گفت زیبا ترین

 

روستای نزدیک خمین با چشمه ای بسیار زیباو روان از زیر این مزار و

 

با چنارههای بلند قد با استقامتی خواص و دیدنی

 

مدرسه عطار

 

در انتهای این روستا اول جاده روستای حشمتیه مدرسه ای 6کلاسه قرار دارد

 

 با نام عطار که البته به علت تخریب شدن مدرسه ابتدایی خیام در داخل روستا

 

 الان این مدرسه به وسیله ای دیواری گچی به دو نیم شده و سه کلاس آن ابتدایی

 

 و سه کلاس راهنمایی است در 3کیلومتری این روستا دهی به نام پشتکوه قرار دارد

 

 

که دانش آموزان این ده از اول راهنمایی تا سوم راهنمایی در مدرسه عطار

 

 درس می خوانند

مدرسه عطار که چند سال پیش بیش از 100دانش آموز داشت با کلاسهایی بالای 30نفر امروز

 

21دختر و 12پسر دارد

 

 که 14نفر کلاس اول راهنمایی (8پسر و 6دختر)

 

7نفر کلاس دوم راهنمایی (2پسر و 5دختر )

 

12نفر کلاس سوم راهنمایی (2پسر و 10دختر )

 

که تقریبا 21نفر پشتکوهی و 12نفر گوشه ای هستند

 

و با مدیر و مربی پرورشی و مسئول آزمایشگاه 12دبیر در این اموزشگاه

 

 مشغول تدریس می باشند که از

 

 این 12دبیر

 

یک نفر فوق لیسانس و

 

 6نفر لیسانس و

 

 5نفر فوق دیپلم می باشند

 

البته با ترکیب سنی بسیار متغییر از

 

 35سال تا 50سال

امروز در این مدرسه چطور گذشت

 

صبح با همکاران آقای نصیری (دبیر دینی و عربی و نماینده دبیران

 

 و همکار فعال در همکاری با مدیر و زیرک )

 

آقای عسگری (دبیر ادبیات فردی زود رنج و نکته سنج و در عین حال بسیار هوشیار)

 

آقای حمید عباسی (فردی متدین و سنتی البته در تدریس گاهی

 

خلاقیتهای زیبایی دارد که البته امسال به علت فوت ناگهانی پدر بزرگوارشان

 

چندان روجیه مناسبی ندارند )

 

و خودم که نیازی به معرفی ندارم

 

صبح کلاسها با سردی هواشروع و ادامه یافت و فرمهای نمرات 2ماهه اول

 

را دادم همکاران تکمیل و جهت دادن کارنمای داخلی یک میانگین از نمرات

 

 کلاسی جهت اطلاع اولیا تحویل نمایند

 

و بعد زنگ دوم تمام بخشنامه هایی که نیاز به بایگانی داشتند به

 

وسیله اسکنر در کامپیوتر ذخیره کردم تا فردا با فایل بندی و ثبت نمرات

 

 در فایل مربوطه ذخیره شوند

ضمنا نماز جماعت را هم آقای عباسی با کمک دانش آموزان اول راهنمایی

 

 برگزار نمودند بعد از تعطیل شدن از مدرسه یکسره به منزل امدم و تعمیر

 

 کار آمده بود درب منزل تا لوله شکسته زیر پی منزل ما را تعمیر نماید بعد

 

 از تعمیر خدا رو شکر کردم زودتر متوجه شدیم وگرنه امکان داشت منزل

 

کامل بر سرمان فرو ریزد این هم جای شکرش باقی است

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت |

بسمه تعالی

 

روز یکشنبه  27آبان

 

امروز صبح بردن صبحانه نوبت من بود اول رفتم درمانگاه روبروی خانه و

 

یک پنی سیلین زدم و بعد با همکاران رفتیم مدرسه امروز آقایان اکبری

 

 (ادبیات اخرین سال تدریس و فردی باهوش  )

 

آقای عبادی دبیر علوم تجربی و آقای مهاجری دبیر حرفه و فن در آموزشگاه

 

 حضور داشتند

 

زنگ اول بعد از یک برنامه روزانه و تکراری مشغول انجام وظایف شدم و

 

 بخشنامه ها را مرور کردم بعد فرم اضافه کار همکاران را مرتب کردم و

 

بعد آقای مهاجری با کمک بچه ها بخاری های نفتی کلاس اول و دوم را

 

کار گذاشت (البته امسال مدرسه گاز کشی شده و بخاری گازی هم تهیه شده

 

و 3هفته پیش هم نوسازی مدارس از گازکشی بازدید نموده است ولی تا کنون

 

 اجاز راه اندازی را به پیمانکار نداده که صبح زنگ زدم به سازمان نوسازی

 

 و ایشان قبول کردند زودتر بیایند و گاز کشی را بعد از تائید نصب نمایند )

 

 

زنگ دوم به همین منوال ادامه یافت و من از ساعت 20/11الی 12با 7نفر

 

 از شورای دانش اموزان جلسه گذاشتم و از ایشان خواستم هر یک تک تک

 

 خواسته هایشان را از من در مورد مدرسه بخواهند

 

و ایشان مدرسه رویاهایشان را با سرانه محدود از من خواستار شدند

 

رویاهای شیرین شورای دانش آموزی از مدیر مدرسه

 

1- آسفالت حیاط مدرسه

 

2- سیمان کاری دیوارهای مدرسه

 

3-نقاشی دیوارهای مدرسه

 

4-رنگ کاری و تعمیرات کلاسها

 

5-عوض کردن پرده کلاسها با پرده هایی خوش رنگ تر

 

6-آبگرم برای دستشویی های دانش آموزی

و........

جالب بود خواسته های بچه ها خیلی صادقانه بود و زیبا البته من بهشان

 

 گفتم با 100هزارتومان سرانه مانده چطور می توانم به رویاهای شیرین

 

 شما پاسخ دهم ولی به ایشان قول دادم در حد توان شخصی خودم سعی کنم

 

هر چقدر بتوانم به رویاهای شیرین دانش آموزان مدرسه پاسخ دهم

 

راستی تا حالا زیاد از بچه ها ننوشتم

 

بچه های مدرسه عطار داوطلبانه نظافت کلاسها را با یک برنامه ریزی

 

 در زنگ تفریح دوم روزهای زوج انجام می دهند در بسیاری از کارها

 

 به من و دبیران در امور مختلف مدرسه همکاری می نمایند

مثل برگزاری صبحگاه قبل از رسیدن معلمها به مدرسه –مرتب کردن

 

کتابخانه و نمازخانه – کمک در نظافت آموزشگاه-درس خواندن –پخش تغذیه

 

 

بعد از آن از ساعت 40/12تا آخر ساعت با همکاران جلسه داشتیم(شورای دبیران)

 

 که با همکاران در مورد دفاتر کلاسی

 

–وضعیت نمرات بچه ها

 –ارائه یک مطلب علمی با عنوان تفاوت وسایل الکتریکی و الکترونیکی

 

(توسط آقای مهاجری دبیر حرفه و فن )

 

-ارائه یک مطلب در رابطه با معرفی نرم افزارهای کاربردی توسط

 

مدیر مدرسه و تفاوت فیلم و نرم افزار و این که یک فیلم یک وسیله یک طرفه است

 

 و یک نرم افزار آموزشی یک وسیله نیمه هوشمند و دوجانبه است که به نوعی

 

 نقش معلم خصوصی را برای دانش آموز کامل می کند و از استفاده شخصی در

 

کلاسهای خصوصی خودم از نرم افزار صحبت کردم با این که 6سال است

 

ریاضی تدریس نکردم ولی استفاده از نرم افزار کمک زیادی در پیشرفت شاگرد

 

 خصوصی من داشته است و..و قرار شد سایر همکاران در جلسات بعد هر کدام

 

 موضوعی را انتخاب و در جلسه تدریس نمایند

 

 

 

 

راستی یادم رفت از شنبه یا روز آنفولانزا در مدرسه بگویم

 

اتفاق پائیزی دیروزاین بود هر 3 معلم و مدیر به شدت دچار تب ولرز و سرماخوردگی

 

 شده بودندو تعدادی زیادی از دانش آموزان هم سرما خورده بودند

 

از پنجشنبه چی بگم

 

فقط طنزی که گذاشتم و جای تفکر دارد بخوانید فکر کنم در این طنز خیلی حرفها

 

 زده باشم تازه دارم مفهوم واقعی طنز را می فهمم فکر کنم کم کم من هم به سمت

 

 طنز نویسی پیش بروم 

 

 حالا می فهمم که ادبیات ما چه چیزهایی دارد و ما آنرا گم کرده ایم

 

خدایشان بیامرزد که در ادبیات هزار راه ناممکن را ممکن نموده اند

 فکر کنم اخر سال بتوانم یه مجموعه صد

 

 صفحه ای طنزا رائه دهم البته این

 

 بستگی مستقیم به قانون عمل و عکس العمل نیوتن دارد  ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

 

 ولی خوب بالخره ما هم باید دلی به طنز بزنیم و این روش زیبای ادبیات نویس

 

کهن ایرانی را با زبانی شیرین ریحانی  هماهنگ نمائیم

 

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت |

 

 

کاغذ پاره و کودک ابله

 

مطلب طنز گونه ذیل در باره کاغذ پاره  را تقدیم می کنم به پیرمرد دنیا دیده

 

قبضی که نگه داشتن و پرداختنش زور رستم می خواهد و صبر ایوب

 

اشتباهی که کبریتی می شود در دست کودکی ابله برای آتش زدن دهی

 

قبضی شمشیر گونه با دولب یکی تیز و بران از چشم کودک ابله و

 

 دیگری لبه ای نرم و رام در چشم پیرمرد دنیا دیده

 

وقتی کودک طرف نرم شمشیر را با راهنمایی پیرمرد می بیند

 

فریاد  می کشد

 

فکر می کرد شمشیری تیز در دستش است

 

ولی شمشیر تیزش را یکباره شکسته می بیند

 

در برابر دشمن خیالی اش در بازی کم می آورد

 

در تاریکی می گردد تا بلکه شمشیری تازه بیابد

 

و بلکه زخمی بر پیکر پیر دنیا دیده وارد نماید

 

پیر دنیا دیده با افسوسی از نادانی کودک

 

 راهش را می گیرد و می رود

 

و از خدا می خواهد علمی به کودک بدهد

 

تا بلکه چراغی شود در تاریکی راهش

 

تا شمشیر را از چوب نیمه سوخته تشخیص دهد

 

در آخر دعا می کند

 

خدا یا جهل را از کودکان ما بگیر

 

خدایا در آموزش علم به کودکان ما را یاری فرما  

 

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت |

چهارشنبه 23آبان

امروز حال دخترم خوب نبود و روز تعطیل خانم هر دو ماندند به خانه و من رفتم

 

 با آقایان مهاجری (دبیر حرفه و فن )و عباسی (دبیر پرورشی )رفتیم به مدرسه

 

صبح که رسیدیم آقای عباسی کلاس پرورشی داشت و یک فیلم برای بچه ها آورده بود

 

 و رفت کلاس و فیلم آموزشی را برای بچه ها پخش کرد برای همین من به جای زنگ

 

 اول در زنگ سوم کلاس هنر رفتم

بعد ساعت 10از اعضای انجمن اولیا و مربیان دعوت کردم و ایشان با خودم و

 

 مربی پرورشی مجموعا 5نفر بودیم و درباره مسائل و مشکلات مدرسه صحبت کردیم

 

 از ایشان خواستم که مشکلات را حتما به من ارجاع دهند البته ظاهرا از وضع موجود

 

 اظهار رضایت می نمودند و درباره نحوه برگزاری مراسم گوناگون و مشکلات آموزشی

 

 و تربیتی صحبت کردیم که تا ساعت 12طول کشید من هم از همکاری و همفکری ایشان

 

در امور مختلف مدرسه تشکر کردم

و برای زنگ سوم رفتم کلاس سوم درس هنر دانش آموزان سه تکلیف کاردستی و نقاشی

 

 انجام داده بودند که کارهای دستی دانش آموزان را به نمایشگاه انتقال دادیم و بعد با همکاران

 به سمت اداره رفتم و نامه ها و بخشنامه های اداری را برداشتم و یکسره رفتم خانه هر چند

امروز روزی تکراری بود ولی دوست داشتم به جای مدرسه درباره

انتقاد از آموزش و پرورش بنویسم

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت |

سه شنبه 22آبان 86

از شنبه تا امروز مطلبی ننوشتم صبح امروز رفتم در اینترنت تا بنویسم که دیدم ساعت

 

 ارتباط من با اینترنت تمام شده و در وسط کار ارتباط قطع شد و نتوانستم مطلبی ارسال کنم

 

در صبح دیدم کم کم وبلاگ مدرسه کوچک 33نفره ما دارد خوانندگان جالبی پیدا می کند

 

1-     گروهی از کارشناسان و علاقه مندان به گسترش طرح آی تی از سازمان

 

 آموزش و پرورش که با لطف آقای رودی پیگیر مطالب هستند که جا دارد از

 

 بذل توجه ایشان تشکر نمایم

 

2-     گروه بعدی دوستان ناشناسی هستند که به صورت گذری و یا از طریق

 

موتورهای جستجو به وبلاگ دسترسی می یابند و گاهی نظر می دهند که البته

 

 بعضی نظرات ایشان با توجه به خاطرات شیرین یا تلخ خویش از معلمی یا

 

کلاس درس می باشد که باز از این دوستان هم تشکر و امیدوارم که با ارائه

 

 نظرات خویش ما را در راهی که آغاز کرده ایم یاری رسانند

 

3-     گروه سوم همکارانی هستند که گاها یا ناشناس یا آشکارانظر می دهند

 

 که از ایشان هم خواهشمند هستم ضمن حفظ آبروی افراد از ذکر نام همکار

 

خودداری نمایند زیرا حفظ آبروی مومن چه کناهکار باشد و چه بی گناه بر

 

 هر مسلمانی واجب است

 

4-     گروه چهارم دوستان بسیار عزیزی هستند که چندین سال است در طرح

 

 آی تی و در مدرسه همفکر و همراه من بوده اند که در اینجا جا دارد از نظرات

 

و بازدید روزانه ایشان از وبلاگ تقدیر نمایم

 

محمد عبادی –مهدی حیدری – غلامعباس نصیری – مهدی محمدی –

 

مدرسه اسری خانم نادرزاده و همکارانی که تازه به این مجموعه پیوسته اند

 

 

              قبل از این که خاطرات امروز فراموش شود بهتر است از مطالب.

 

 امروز بنویسم صبح دخترم را با همسرم به مدرسه رساندم و بعد رفتم سراغ

 

همکاران آقایان محمدی (دبیر علوم اجتماعی مردی خندان و همکار چندین ساله مدرسه عطار)

 

عبادی (دبیر علوم تجربی و پیگیر آزمایش و تحقیق در درس علوم جالب است ایشان با توجه

 

 به کمبودهای مدرسه در وسایل آزمایشگاهی با هماهنگی دو یا سه مدرسه سعی می کند از

 

 وسایل سه مدرسه جهت تکیل کمبودها استفاده  نماید)آقای گل خندان (دبیر ریاضیات هر

 

 چند دبیران ریاضیات معمولا قیافه ای جدی و منطقی دارند ولی ایشان فردی مورد علاقه

 

 دانش آموزان است )

 

بعد رفتیم مدرسه دیروز به خاطر روز دختر سر صف به دانش آموزان

 

 دختر(21نفر) شیرینی داده بودم برای این که امروز برای پسرهای مدرسه که

 

 اقلیت را یعنی 12نفر تشکیل داده اند به تمام دانش آموزان پسر و دختر به اندازه

 

 دو روز تغذیه دادم

 

امروز مطابق هر روز سراغ اوراق وقت تلف کن اداری نرفتم مستقیم رفتم به

 

 آزمایشگاه و سعی کردم وسایل حداقل مدرسه با میز شکسته کارگاه را سرو

 

سامانی بدهم البته با کمک دانش آموزان در این حین نقاشی های زیادی از

 

 دانش آموزان در بین اوراق دور ریختنی پیدا کردیم که با روزنامه دیواری هایی

 

که آقای بیات در درس تربیت بدنی به دانش آموزان سفارش داده بود سعی کردم

 

نمازخانه که نیاز کامل به رنگ کاری و گچ کاری دارد و با هزینه فعلی امکان

 

 و وقت آن نیست مگر در ایام تعطیلات عید یا تابستان نوعی تزئین نمائیم تا از

 

 حالت کسل کننده فعلی در بیاید و به یک نوع نمایشگاه آثار هنری دانش آموزان

 

 تبدیل شود وبعد وسایل دست ساز بچه ها را که هر کدام در گوشه ای از انبار

 

 افتاده بودند جمع و جور و زیباترینشان را در یک ویترین چوبی در راهرو

 

مدرسه در دید دانش آموزان قرار دادم

 

ضمنا امروز به کلاس درس آقای عبادی رفتم و از نزدیک تدریس ایشان

 

 را بررسی کردم

 

جالب است بدانید امروز هیچ کار اداری انجام ندادم به عوض توانستم کلی به اموزش

 

و فعالیتهای تربیتی توجه نمایم من به این نتیجه رسیده ام که بعضی روزها باید

 

 فعالیتهای دست و پاگیر و تکراری اداری را تعطیل کرد و بجایش به

 

 اصول آموزش توجه نمود و روزهای بعد کاغذ بازی

 

(گزارش نویسی و به نوعی مبالغه نویسی را به صورت رسمی ادامه داد )

امروز برای چندمین بار به صندوق انتقادات و پیشنهادات سری زدم مثل

 

هر روز خالی بود از بچه ها خواستم انتقادات خود را بنویسند و برایم

 

 در صندوق بی اندازند ولی مثل این است که بچه ها فقط صندوق را به عنوان

 

 رابط انتقادی قبول دارند و تا انتقادی نداشته باشند در صندوق خبری نیست

 

و بعد با لذت از کارهای انجام شده به همراه همکاران مدرسه را ترک

 

 نمودیم و به سمت خانه به راه افتادیم

 

امیدوارم در روزهای بعد کارهایی انجام دهم که ارزش خواندن داشته باشند

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت |

شنبه 19آبان

امروز با توجه به ماموریت آموزشی که داشتم رفتم اراک برای دادن امتحان مقدماتی  رایانه

 

هر چند که ردقبل می دیدم همکاران 7دوره را گذرانده اند ولی قادر به کار با رایانه نبودند

 

حتی نمی توانستند را یانه را خاموش و روشن کنند امروز دیدم ایده دوستان ما در شورای آی تی

 در 4 سال پیش به ثمر نشسته

 

برای شما ازنحوه آزمون  بنویسم

 

 آزمون 3 قسمت بود

1-          60سئوال از مبانی و سخت افزار و نرم افزار که مشابه قبل بود

 

 سئوالات چهار گزینه ای و بسته پاسخ

 

2-          18سئوال کرابردی از کار با رایانه مثل ساخت فایل و ذخیره کردن و...

 

این قسمت کاملا با قبل تفاوت داشت و برای اولین بار با روشی نوین در ارزشیابی

 

 روبرو می شدم که جا دارد در اینجا از طراح این روش تقدیر نمایم پیشرفتی که

 

امروز در نوع ارزشیابی رایانه به چشم می خورد آزمون را از حالت محفوظات

 

 به حالت فرایند عمل کشانده بود که این روش می تواند در فرایند دروس مختلف

 

مثل علوم و ریاضیات و حرفه و فن مورد استفاده قرار گیردو می تواند شروعی

 

هر چند جزئی بر انواع ارزشیابی در کشور ما باشد جالب بود در این قسمت هر کس

 

 با کامپیوتر کار نکرده بود نمی توانست به سئوالات پاسخ دهد در کل نظر اینجانب به

 

 عنوان یک کارشناس تعلیم و تربیت این است که این نوع آزمون زمینه را برای

 

پیشرفتی بسیار وسیع در تعلیم و تربیت کشور ما می گشاید که خود می تواند

 

 زمینه ریشه ای در تحول گرایی در آموزش و پرورش سنتی ما باشد

 

3-15سئوال از اینترنت و ایمیل و جستجو گرها به صورت کاملا عملی بود

 

البته من در هر سه آمزمون نمره عالی گرفتم

 

ولی حتی اگر نمره بسیار کمی هم می گرفتم باز جا داشت از این شیوه برگزاری

 

 آزمون تقدیر نمایم درکل با دیدن این نوع آزمون به آینده آموزش در کشور

 

عزیز ایران بسیار امیدوار شدم

 

تبصره:

هر چند نوع و برداشت و شیوه نامه ارزشیابی در کل در کشور ما در

 

حال تغییر و تحول است و روش سنتی و شکست خورده حافظه محوری دارد

 

 در عمل جایش را به شیوه های زیبای فرآیند محوری می دهد ولی متاسفانه

 

هستند مدیرانی که با پافشاری بر استمرار آزمونهای حافظه محور و نتیجه نگر

 

 نوعی سد در راه این پیشرفتهای شیرین و امیدوار کننده به وجود می آورند

 

 امیدوارم با برگذاری کلاسهای ضمن خدمت برای این مدیران رده میانی

 

 ایشان به واقعیت آزمون واقف شده و از عقب گرد سیستم آموزشی در

 

 بعضی شهرستانها جلوگیری به عمل آورند

 

بعد سری به سازمان زدم و با آقای رودی از نزدیک آشنا شدم و باایشان

 

چند دقیقه ای صحبت نمودم ایشان گفت اگر می خواهی می توانی الان با رئیس سازمان

 

 صحبت کنی که من گفتم هفته بعد باید بادستی پر بیایم خدمت ایشان

 

و سپس باآقای شاهوردی یکی از همکاران مستقیم آمدیم به خمین و بعد از صحبت

 با ایشان

من مستقیم رفتم به مدرسه و با لذت بیشتری از این که این پیشرفت زیبا را در

 

 آموزش و پرورش دیده بودم با همکاران در باره روش این آزمون صحبت کردم

 

بعد از تعطیل شدن از مدرسه سری به اداره زدم در آنجا هم با آقای حسینی

 

 کارشناس راهنمایی در باره این نوع آزمون صحبت کردم

 

   در کل امروز روز شادی برای من بود برای این که می بینم هر چند بعضی

 

 مدیران هنوز دیدگاه بسیار سنتی و بدون کارشناسانه ای به آموزش دارند ولی شیوه ها

 

 ور روشها در کل در حال تغییر است

 

البته تا یادم نرفته و مطلب تمام نشده بگویم که کتابچه تغییر شیوه های ارزشیابی را

 

هم با آخرین تغییرات و با امضای رئیس جمهور تحویل گرفتم که بعد از ظهر

 

 نگاهی به آن انداختم که تغییرات زیادی در آن دیده می شود

 

خدایا به من عمری بده تا بتوانم شاهد این باشم که این روشها و تغییرات

 

در تک تک مدارس ما اجرایی شده و شیوه های سنتی فعلی منسوخ شده و

 

 شیوه های جذاب و فرآیند محور و کیفی جایگزین آن شده

به امید آنروز

 

هر چند از قدیم می گفتند با یک گل بهار نمی شود ولی من فکر می کنم

 

 در تعلیم و تربیت یک گل می تواند رهبر تغییرات در آموزش و پرورش باشد

 

و همان یک گل بهشتی زیبا را در تعلیم و تربیت نوید می دهد

سید محسن رضائی

  عصر روز شنبه 19 آبان 1386

 

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت |
امروز دبیران ریاضی تربیت بدنی و دینی عربی

آقایان گلخندان -بیات ونصیری

در مدرسه حاضر بودند نمرات تک ۴۵روزه را استخراج کردم و بخشنامه ها را رتبه بندی نمودم

البته این را بگم در یک مدرسه شاید بیش از ۷۰درصد وقت به جای برنامه ریزی و بررسی مسائل آموزشی و تربیتی بشود صرف کاغذ بازی های اضافی و تکراری که در صورت تثبیت  دولت الکترونیک امکان

این را می دهد که وقت بسیار بیشتری جهت فعالیتهای عادی مدرسه صرف شود و مدرسه بازدهی بیشتری داشته باشد

ضمنا امروز شنیدم آقای اکبری معلم مدرسه همجوار ما سکته نموده که خیلی نگران شدم و برای ایشان

آرزوی سلامت دارم

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت |
میل به تغییر و تحول از ذات خدادادی و خلاقیت انسان منشا می گیرد

انسان راکد و تکراری به غیر از این که نیروی مصرف گرا است باعث هیچ پیشرفتی در جامعه نمی شود

 

راستی از امروز نگفتم

صبح رفتم بانک تا تنخواه بگیرم هنوز امضاهای جدید اسکن نشده بود

با ماشین رفتم سراغ همکاران و با هم راهی مدرسه شدیم

زنگ اول بچه های سوم تک زنگ پرورشی داشتند و بعد من رفتم و باایشان درس هنر کار کردم و کمی درباره دیدن و روانشناسی رنگها برایشان صحبت کردم

و قرار شد جلسه آینده هر دانش آموز از وسایل بی مصرف کاری بسازد بدون این که وسیله ای بخرد

ولی خوب بعد از زنگ اول مشغول انجام کراهای اداری شدم و یکسری کارهای عقب افتاده را بررسی و به انجام رساندم

بعد جلسه با شورای دانش آموزی داشتیم نظارتشان را درباره کمبودهای مدرسه بیان داشتند که من بعد از ظهر رفتم بانک و با گرفتن تنخواه رفتم و تعدادی وسایل ورزشی خریدم

و یک روقرشی شیک برای نماز خانه و بعد رفتم یک نجاری و سفارش یک ویترین و نمایشگاه زیبا برای وسایل دست ساز بچه ها دادم

هر چند با بوجه بسیار محدود توانایی انجام خیلی فعالیتها را ندارم ولی باید سعی بیشتری بنمایم تا بلکه بتوانم یک چاپگر و هزینه تعمیر کلاسها را تهیه نمایم

 

 

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت |
علی (ع)

امروز عدالت علی به عنوان عادل ترین و بی همتا ترین رهبر اسلامی مطرح است

هر جا کلمه عدل می شنویم بلافاصله پشت سرش یاد علی می افتیم

علی دست عقیل را سوزاند تا مزه آتش جهنم را به او بچشاند

آیا من هم می توانم فکر دوست نباشم

آیا من هم می توانم فکر فامیل نباشم

آیا من هم می توانم فکر هم جناحی و...نباشم

علی جان فدای خودت و عدالتت بروم

ای کاش در زمان تو بودم و به دست عادل ترین شمشیر به دو نیم می شدم

ای علی ای کاش در کنارت بودم و مزه عدالت تو را درک می کردم

ای علی پابرهنه ها از بیابان به مقصد حکومت می رفتند به خاطر داشتن نقوی

ای علی مالک تو مرد اول زمان بود و هست

ای علی با نزدیکترین دوستان برای برقراری عدالت جنگ کردی

ای علی با ریا کارترین افرادت به خاطر جهلشان جنگ کردی

ای علی دشمنت را به خاطر نداشتن خشم شخصی به هلاکت نرساندی

ای علی ۵سال حاکم بودی و هزاران سال در خاطره ها ماندی

ای علی امر به معروف را از خودت آغاز کردی

نهی از منکر را از خودت آغاز کردی

گردنبند را از دخترت گرفتی و به خزانه بازگرداندی

ای علی به دست جهل و ریا و نفاق کشته شدی

ای علی مردم نفهمیدند که تو نماز می خواندی

ای علی خدا با مرگ زیبایت به مردم ثابت کرد علی کشته محراب است

ای علی شبانه روز هزار رکعت نماز گذاردی ولی جز خدا و بعد از شهادتت کسی نفهمید

ای علی سلام خدا و تمام بندگان خدا بر تو باد

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت |
دیروز صبح رفتم و کار تغییر و تحولات امضای بانکی مدرسه را درست کردم و چند نامه هم دادم اداره

وقتی رفتم مدرسه دیدم تعمیر کاران آمدند و مشغول تعمیر ایزوگام سقفها شدند

بعد رفتم مشغول نوشتن دفتر قطور آمار شدم

توی مدرسه بهتر شده بودم و تا ساعت دو نیم بعد از ظهر ماندم و بعد تعمیر کاران را رساندم

در کل روز ی معمولی داشتم و توی منزل هم چندان حال و نای نداشتم کارهای نوشتن را ادامه دهم برای همین بیشتر استراحت کردم

دیروز فیلم سینمایی جابر ابن حیان را پخش می کردند نکات جالب این فیلم

۱- جهل حکام زمان

۲-نیروی علمی مثل جابر در زمان خودش به ارتداد و جادوگری محکوم می شود

۳- امام شیعیان آنقدر تنها بود که کسی جرئت رفتن به منزل ایشان را از ترس بازداشت و تنبیه حاکم نداشت

۴-یک نکته منفی

در این فیلم دانشمندان رومی به دنبال جابر بودند در صورتی که ایشان تا بعد از رنسانس اصلا اهل تحقیق و تفخص نبودند و این مسلمانان بودند که روش جدید علمی را در اروپا ترویج دادند

۵-هر چند منابع تحقیق در باره زندگی بزرگان دین ما چندان زیاد نیستند و این تخیل تهیه کننده و نویسنده فیلم است که به کمک می آید تا یه فیلم را با توجه به روایات رسیده کامل نماید ولی باید به مستندات علمی هم بها بدهند و بعد از فیلم یک ساعت در باره منابع بحث و گفتگو داشته باشند و یا منابع را انتشار و در اختیار عموم قرار دهند

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت |
جمعه سخت مشغول گرد آوری اطلاعات ۴سال مدیریت مدرسه جانبازان بودم

شنبه به مدرسه رفتم و برنامه های روزانه ادامه یافت

یکشنبه با کمک بچه ها و تمام معلمین مدرسه مراسم روز دانش آموز را برگزار کردیم

در کل روز خوبی بود حیف که من کمی کسالت داشتم

امروز صبح زیاد حال خوبی ندارم سرما خوردگی دارد اذیتم می کند امیدوارم بتوانم امروز را به خوبی بگذرانم

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت |
سلام

نوشتن کلمه سلام برای دوستانی است که به وبلاگ من سری می زنند و از بازدیدشان

مرا خوشحال می کنند امیدوارم با نوتن نظراتشان مرا در ادامه راهی که ۵سال است با

سختی ادامه داده ام یاری نمایند

 

دنیای الکترونیک

در راهنمایی که بودم به ساخت وسایل دست ساز مثل رادیو و چشمک زن و دزدگیر

می گفتیم الکترونیک

مدیر مدرسه که شدم دیدم به دنیای جدیدی می گویند الکترونیک که ترکیبی از آنچه

در بچگی فکر می کردم با ریاضیات و تحیلی را تشکیل داده است

 دنیایی که همه چیز دارد و هیچ ندارد

تمام انسانها در ان هستند ود ر عمل هیچ کدام نیستند

دنیایی که در بچگی می گفتیم روزی ما با تلویزیون و مجری آن به صورت مستقیم

صحبت خواهیم کرد

ولی امروز با تلویزیون مستقیم صحبت نمی کنیم بلکه با وسیله ای جدید صحبت

 می کنیم که به موازات تلویزیون ساخته شده است

دنیایی که همه چیز دارد

    آره دیروز هم مثل روزهای قبل با همکاران نصیری و گلخندان و بیات به مدرسه

 کوچکمانم رفتیم

دیروز برای همکاران پرونده مجازی ساختیم و طرز کار و ساخت پرونده را برایشان توضیح دادم

آقای بیات گزارش فعالیتهایش را آماده کرده بود که برایش تایپ کردم و طرز وارد

 کردن نوشته در نرم افزار آکروبات را به جای چاپگری که نداریم و استفاده از

گلدیسک در انتقال اطلاعات را برایش توضیح دادم

دیروز در باره استفاده از صندوق انتقادات و پیشنهادات با دانش آموزان سوم

صحبت کردم و گفتم اول از خودم اگر نظری دارید بنویسید و بعد در رابطه با

مسائل مختلف مخصوصا اگر مشگلی دارید که ما بتوانیم حل کنیم و کمکشان کنیم

به بچه ها گفتم اگر شما مدیر بودید دوست داشتید مدرسه چطور باشد ؟برایم بنویسید

بعد از ظهر هم با آقای نصیری رفتیم روستای زورقان چهلم پدر دبیر زبان آقای عباسی

در ضمن آقای فردی را هم دیدم و قرار شد امروز ببینمش و تغییر و تحول را انجام دهیم

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت |

چهارشنبه روزی بین طلا و بدل

امروز صبح بچه ها آماده شدند و رساندمشان مدرسه و

 

بعد کلید را تحویل آقای مهاجری دبیر حرفه و فن دادم و

 

رفتم بانک تا نمونه امضاهای جدید برای دسته چک مدرسه عطار را درست کنم

 

بعد از گرفتن فرمهای مربوطه رفتم به اداره و در جلسه مدیران شرکت کردم

 

 ابتدا نوروزی در زمینه شرکت در مراسم روز سیزده آبان و

 

 حساس بودن ایام صحبت کرد و بعد حسینی کارشناس جدید آموزش راهنمایی

 

صحبت از امور روز مره در آموزشگاه کرد تا جایی که صحبت از

 

کنترل صندوقهای پیشنهادات مدارس توسط اداره کشید که یکباره بعضی

 

 همکاران با ناراحتی شروع به دفاع کردند و این کار را خلاف قانون می دانستند

 

و بعد اسلامی معاون    اداره صحبت کرد جالب است

 

 ایشان بیشتر از مثبت نگری صحبت می نمودند و از نقش نظارت در

 

 صورتی که نظارتهای ایشان به جای ایجاد روحیه و پیشرفت بیشتر

 

مخرب و اعصاب خورد کن است

و در بین صحبتهای ایشان آقایان بصیرت و خانم فراستی از مشکلات

 

 صحبت کردند و آقای خسروی مدیر شاهد از اسلامی می خواست نظم

 

 را به جلسه باز گرداند

بعد از تمام شدن جلسه در حدود ساعت یازده و نیم من به سمت مدرسه

 

حرکت کردم و بعد از پر کردن باک بنزین به مدرسه رفتم و تا ساعت یک و نیم

 

 در کنار همکاران در مدرسه بودیم و بعد با همکاران بازگشتیم و

 

 من مشغول خوردن ناهار بودم که داداشم با وانت بارش  آمد تا با هم برویم و

 

 درب شکسته کلاس سوم راهنمایی که تعمیرش کرده بودم به مدرسه ببریم

 

با هم رفتیم به مدرسه و درب را جای انداختیم و برگشتیم

ضمنا یادم رفت بگویم در بین راه در صحبت با آقای عباسی مربی پرورشی

 

 بحث طلا و بدل پیش آمد که وقتی به خانه رسیدم بعد از استراحت شروع کردم

 

به نوشتن از طلا و بدل که مقاله اش را در همین صفحه ملاحظه می نمائید

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت |

طلا و بدل

امروز روز پیشرفت شیمی دانان است

 

 امروز روزی است که شیمی دانان خیلی راحت از

 

مس و آهن و آلومینیوم و حتی پلاستیک طلا می سازند

 

 ولی طلایی که برای بچه ها طلا است

 

 ولی بزرگترها می دانند که بدل و جعلی است

 

 امروز گرانقیمت ترین وسایل و امکانات را

 می توانیم به صورت بدل تهیه کنیم

 

امروز ایمان بدلی هم داریم

 

 امروز ایمان چیست

 

 

در احادیث آمده ایمان در دو چیز است

 

 د رصداقت و وفای به عهد

 

 فرد مومن طلای ناب است

 

 چه بخواهد چه نخواهد و طلای ناب هم نیازی به ادعا ندارد

 

در بین خاکها و سنگ ریزهای سیاه هم که باشد

 

 با تمام تلاش و کوشش پیدایش می کنند

 

اگر هم پیدا نشود مرور زمان از بین نمی بردش و

 

 برای آیندگان با ارزشی چند صد برابر به ارث می ماند

 

ریا یا بدل چیست؟

 

خیلی صریح قران کریم ریا را با شرک به خداوند برابر دانسته

 

در برابر ایمان ریا قرار دارد

 

در اصل ریا بدلی طلای ناب است

 

 یعنی بدل ایمان در چشم افراد کوته نظر

 

ریا کار حرفهایش زیبا و از مومن هم جلوتر است

 

 ولی در عمل و در مرور زمان این بدل خود را نشان می دهد

 

امروزه به میمنت علوم انسانی مثل پیشرفت شیمی

 

بدل ایمان هم فراوان به چشم می خورد

 

 در صحبت خیلی زیبا حرف می زند خودش را خیلی مومن نشان می دهد

 

 ولی در عمل نه صادق است و نه به عهد و پیمانهایش وفادار

 

 با ظاهر سازی خیلی راحت

حق مردم را نادیده می گیرد از کارش می دزدد

 

 ولی در روز اول شناخته نمی شود

 

 ولی به مرور زمان زنگ می زند

 

حتی رنگش و لعابش را هوا می برد در کنار مومن جای دارد

 

 وسعی می کند رنگ مومن را با نوری بیشتر به خود بگیرد

 

ولی در آینده از طلا چه مانده

 

 و چه کسر شده طلا با نوری قوی تر می درخشد

 

ولی بدل پوسیده شده خاک شده

 

از سیاهی اطرافش هم سیاهتر شده

 

خدایا به من و دوستان و هم کیشان و همشهریان و هم ولایتی های من

 

توفیقی بده تا طلا باشند نه بدل

 

خدایا به من علمی بده تا طلا را از بدل تشخیص دهم

 

قبل از آن که بدل من را برباید

 و من پولم را هر چند اندک خرج بدل کرده باشم

 

حدایا طلاهای شهر من و کشور مرا در پناه خودت حفظ نما

 

 و ازشر هر نوع بدل برهانشان

 

خدایا شیعه ناب یا همان طلای ناب را در دل همشهریانم روشن نما

 

 و طلا بودنشان را به جهانیان بنما

 

خدایا بدلها را از کنار طلاها دور ساز

 

 تا بلکه زشتی درونی بدلها طلا ها را نرنجاند

       سید محسن رضائی عصر روز چهارشنبه 9آبان 1386  

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت |

دیروز صبح طبق معمول سری به ایمیل خصوصی خودم زدم که

 

با متن ریاست محترم سازمان که در قسمت قبلی می بینید روبرو شدم

 

 

 

بعد از رساندن خانم و بچه ها به مدرسه خودم راهی مدرسه شدم

 

همکاران آقای محمدی .گلخندان وعبادی را با ماشین خودم به مدرسه

 

رساندم چون طبق برنامه در ماه آبان روزهای سه شنبه و چهارشنبه من باید ماشین ببرم

 

 

بچه ها طبق معمول با هماهنگی شورای دانش آموزی مشغول بر گزاری

 

 مراسم صبحگاه بودند و بعد درنیمه های راه من به ایشان پیوستم و بعد

 

از چند دعا به کلاس درس رفتند و

 

 من هم در دفتر مشغول انجام کارهای روزانه شدم

 

 

حدود ساعت 9بود که از سازمان آموزش و پرورش زنگ زدند البته

 

بعد از معرفی فهمیدم که آقای رودی کارشناس پیگیری سازمان

 

(یا شاید رئیس دفتر رئیس سازمان باشند )ایشان در زمینه علت عوض

 

شدن مدرسه من و دلایل جابجایی من از مدیریت

 

مدرسه راهنمایی جانبازان به عطار صحبت کردم البته این صحبت

 

تاثیر بسیار مثبتی در من داشت و به این که مسئولین پیگیر امور هستند

 

 خورسند شدم

 

 

   و بعد ایشان قرار یک ملاقات در هفته های آینده با آقای حاج کریم را

 

برایم گذاشتند که امیدوارم بتوانم در این ملاقات نظرات خود را در

 

زمینه مشکلات آموزشی و پرورشی با ایشان در میان بگذارم و بتوانم

 

گزارش چهار سال فعالیت در زمینه آی تی را به ایشان ارجاع دهم

 

  

     بعد از انجام کارهای روز مره و عادی اسکنری را که که با سختی

 

خریداری نموده بودم راه اندازی کردم

 

 

    البته یکی از همکاران می گفت چرا با هزینه شخصی این اسکنر را

 

خریداری کرده ای که درپاسخش گفتم با توجه به موقت بودن مدیریت

 

 من در این آموزشگاه و احتمال انحلال این اموزشگاه در سال آینده

 

اسکنر را با خودم به مدرسه دیگر می برم و فعلا به صورت امانت در

 

 این آموزشگاه نگه داری می کنم

 

 

ضمنا یک رایانه دست دوم سه سال کارکرده هم با همکاری کارشناس

 

فن آوری آقای عبادی از اداره تحویل گرفتم ولی با تمام تلاش هنوز

 

موفق به دریافت چاپگر نشده ام و دنبال این هستم تا شاید بتوانم از محل

 

 کمکهای افراد خیر یک چاپگر لیزری ارزان قیمت تهیه نمایم

 

 

راستی طرح سالیانه نیمه الکترونیکی کردن ورود بخشنامه های اداری

 

 با ورود این اسکنر به مدرسه رسما از امروز اغاز شد و به جای

 

 چاپگر با استفاده از نرم افزار آکروبات در ذخیره کردن نامه های

 

 اداری موفقیتی بدست آوردم ولی نمی دانم به چه علت بعضی وقتها در

 

 ذخیره اطلاعت در نرم افزار آکروبات مطالب محو می شدند

 

 

 و در اولین جلسه بعد از زنگ تفریح دوم به مدت یک ربع ساعت کار

 

 با اسکنر را به همکاران آموزش دادم برای ایشان این کار جذاب بود

 

 

بعد برگزاری  نماز جماعت که نوبت پسرها بود

 

 

ضمنا باید بگویم همین که امروز توجه و دقت نظر مسئولین را مشاهده

 

کردم روحیه ام به کار کردن تشدید شد 

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت |
آقای محسن رضایی
مدیرمحترم مدرسه راهنمایی جانبازان شهرخمین
سلام علیکم
احتراما،ضمن بازدید ازوبلاگ شما مراتب تقدیر وتشکرخودرااعلام می دارم باشد که کارارزشمند     
شمادراطلاع رسانی درامرآموزش وپرورش به اولیاءودانش آموزان وهمکاران موجب تلاش بیشتروهمیاری آنان درجهت پیشرفت امرآموزش ، شاهد شکوفایی ایران سربلند باشیم
احمد علی حاج کریم
رییس سازمان آموزش وپرورش استان مرکزی

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت |
امروز رمز یک گنج بزرگ را کشف کردم

اونایی که موفق می شوند

رمز اونایی که گناه نمی کنند

رمز کار اونایی که به تحصیلات علمی بسیار بالا می رسند

رمز کار اونایی که موفق می شوند

شاید بپرسید این رمز چیست

امروز فهمیدم اون رمز فقط در یک کلمه است

 

اونم کلمه

 

                   امروز

  

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت |
امروز شروع به مطالعه تاریخ یکصد ساله ایران کرده ام هر چه جلو می روم به خودم و به راه حقی

که برگزیدم امیدوارتر می شوم و از خداوند به خاطر این که این شجاعت را در وجود من قرار داد که

بتوانم در راه خدا و برای رضای او قدم بر دارم و از هیچ انسانی به غیر از خود حق نترسم سپاسگزارم

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت |
امروز آرای ۳۳نفری دانش آموزان شمارش شد نتایج جالبی بود یک پسر و ۶دختر رای آوردند

برای من این شور و اشتیاق دانش آموزان خیلی جالب بود

امسال قصد دارم بیشترین کمک را در اداره مدرسه از دانش آموزان بگیرم طوری که مدرسه محور دانش آموز و معلم شود نه مدیر

 

 

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت |
دیروز و ژری روز اتفاقات جالبی در مدرسه افتاد

۱-روز دوشنبه جلسه انجمن اولیا و مربیان بود و ۵کاندیدا داشتیم که هر ۵نفر انتخاب شدند

۲- روز سه شنبه اول آبان انتخابات شورای دانش آموزی با شور و حال زیبایی بین بچه ها برگزارشد جالب است بدانید از ۳۳دانش آموز مدرسه عطار ۲۰نفر برای شوراها نامزد شده بودند و جذابیت خاصی برایشان دارد حال نمی دانم سالهای گذشته هم اینچنین بود یا فقط امسال این شور و حال در بین بچه ها هست

روزهای بعد سعی می کنم عکسهای زیبایی از این برنامه در وبلاگ قرار دهم

+ نوشته شده توسط سید محسن رضائی (مدیر مدرسه) در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت |