سه شنبه 22آبان 86
از شنبه تا امروز مطلبی ننوشتم صبح امروز رفتم در اینترنت تا بنویسم که دیدم ساعت
ارتباط من با اینترنت تمام شده و در وسط کار ارتباط قطع شد و نتوانستم مطلبی ارسال کنم
در صبح دیدم کم کم وبلاگ مدرسه کوچک 33نفره ما دارد خوانندگان جالبی پیدا می کند
1- گروهی از کارشناسان و علاقه مندان به گسترش طرح آی تی از سازمان
آموزش و پرورش که با لطف آقای رودی پیگیر مطالب هستند که جا دارد از
بذل توجه ایشان تشکر نمایم
2- گروه بعدی دوستان ناشناسی هستند که به صورت گذری و یا از طریق
موتورهای جستجو به وبلاگ دسترسی می یابند و گاهی نظر می دهند که البته
بعضی نظرات ایشان با توجه به خاطرات شیرین یا تلخ خویش از معلمی یا
کلاس درس می باشد که باز از این دوستان هم تشکر و امیدوارم که با ارائه
نظرات خویش ما را در راهی که آغاز کرده ایم یاری رسانند
3- گروه سوم همکارانی هستند که گاها یا ناشناس یا آشکارانظر می دهند
که از ایشان هم خواهشمند هستم ضمن حفظ آبروی افراد از ذکر نام همکار
خودداری نمایند زیرا حفظ آبروی مومن چه کناهکار باشد و چه بی گناه بر
هر مسلمانی واجب است
4- گروه چهارم دوستان بسیار عزیزی هستند که چندین سال است در طرح
آی تی و در مدرسه همفکر و همراه من بوده اند که در اینجا جا دارد از نظرات
و بازدید روزانه ایشان از وبلاگ تقدیر نمایم
محمد عبادی –مهدی حیدری – غلامعباس نصیری – مهدی محمدی –
مدرسه اسری خانم نادرزاده و همکارانی که تازه به این مجموعه پیوسته اند
قبل از این که خاطرات امروز فراموش شود بهتر است از مطالب.
امروز بنویسم صبح دخترم را با همسرم به مدرسه رساندم و بعد رفتم سراغ
همکاران آقایان محمدی (دبیر علوم اجتماعی مردی خندان و همکار چندین ساله مدرسه عطار)
عبادی (دبیر علوم تجربی و پیگیر آزمایش و تحقیق در درس علوم جالب است ایشان با توجه
به کمبودهای مدرسه در وسایل آزمایشگاهی با هماهنگی دو یا سه مدرسه سعی می کند از
وسایل سه مدرسه جهت تکیل کمبودها استفاده نماید)آقای گل خندان (دبیر ریاضیات هر
چند دبیران ریاضیات معمولا قیافه ای جدی و منطقی دارند ولی ایشان فردی مورد علاقه
دانش آموزان است )
بعد رفتیم مدرسه دیروز به خاطر روز دختر سر صف به دانش آموزان
دختر(21نفر) شیرینی داده بودم برای این که امروز برای پسرهای مدرسه که
اقلیت را یعنی 12نفر تشکیل داده اند به تمام دانش آموزان پسر و دختر به اندازه
دو روز تغذیه دادم
امروز مطابق هر روز سراغ اوراق وقت تلف کن اداری نرفتم مستقیم رفتم به
آزمایشگاه و سعی کردم وسایل حداقل مدرسه با میز شکسته کارگاه را سرو
سامانی بدهم البته با کمک دانش آموزان در این حین نقاشی های زیادی از
دانش آموزان در بین اوراق دور ریختنی پیدا کردیم که با روزنامه دیواری هایی
که آقای بیات در درس تربیت بدنی به دانش آموزان سفارش داده بود سعی کردم
نمازخانه که نیاز کامل به رنگ کاری و گچ کاری دارد و با هزینه فعلی امکان
و وقت آن نیست مگر در ایام تعطیلات عید یا تابستان نوعی تزئین نمائیم تا از
حالت کسل کننده فعلی در بیاید و به یک نوع نمایشگاه آثار هنری دانش آموزان
تبدیل شود وبعد وسایل دست ساز بچه ها را که هر کدام در گوشه ای از انبار
افتاده بودند جمع و جور و زیباترینشان را در یک ویترین چوبی در راهرو
مدرسه در دید دانش آموزان قرار دادم
ضمنا امروز به کلاس درس آقای عبادی رفتم و از نزدیک تدریس ایشان
را بررسی کردم
جالب است بدانید امروز هیچ کار اداری انجام ندادم به عوض توانستم کلی به اموزش
و فعالیتهای تربیتی توجه نمایم من به این نتیجه رسیده ام که بعضی روزها باید
فعالیتهای دست و پاگیر و تکراری اداری را تعطیل کرد و بجایش به
اصول آموزش توجه نمود و روزهای بعد کاغذ بازی
(گزارش نویسی و به نوعی مبالغه نویسی را به صورت رسمی ادامه داد )
امروز برای چندمین بار به صندوق انتقادات و پیشنهادات سری زدم مثل
هر روز خالی بود از بچه ها خواستم انتقادات خود را بنویسند و برایم
در صندوق بی اندازند ولی مثل این است که بچه ها فقط صندوق را به عنوان
رابط انتقادی قبول دارند و تا انتقادی نداشته باشند در صندوق خبری نیست
و بعد با لذت از کارهای انجام شده به همراه همکاران مدرسه را ترک
نمودیم و به سمت خانه به راه افتادیم
امیدوارم در روزهای بعد کارهایی انجام دهم که ارزش خواندن داشته باشند