یک مقاله از یک سایت

موانع ابتکار

موانع ابتکار را می‌توان به شکل زیر خلاصه کرد:

 

1- تقلید کورکورانه.

2- محیطی پر از حسد و نفرت.

3- فشارهای اجتماعی و به دنبال آن قید و بندهای دست و پا گیر.

4- عقب‌ماندگی و عجز.

5- عدم اعتماد به نفس.

6- عدم امنیت.

7- اعتماد به روش‌های تئوری و نبود محیط آزمایش و آزمایشگاهی.

8- ترس از طرح سوال و فرار از سوال دیگران.

9- پاسخ ندادن دقیق و روشن به سوال‌ها به گونه‌ای که مانع رشد و ابتکار می‌شود.

از جمله مواردی که ابتکار و خلاقیت دانش‌آموز را از بین می‌برد حفظ کردن درس‌ها و درجه‌بندی موفقیت دانش‌آموز بر اساس نمره، بدون در نظر گرفتن فعالیت عملی سالانه ی وی و یا بحث و گفت‌وگوها و نوع سوال‌هایی است که مطرح می‌کند.

تحقیر و توهین به یک مبتکر تازه‌کار، باعث دلسردی‌ وی می‌شود. علاوه بر این‌ها عواملی وجود دارند که روی شخصیت مبتکر و سطح علمی و کیفیت کارش اثر منفی می‌گذارند که عبارتند از:

 

1- غرور: غرور قدرت ابتکار را نابود می‌کند. یک مبتکر مغرور تصور می‌کند که به درجه کمال رسیده و برتر از دیگران است، چنین شخصی رو به قهقرا می‌رود.

 

2- احساس حقارت و کم‌بینی: این احساس برعکس احساس قبلی است و نتایج منفی بسیاری به جای می‌گذارد. شخصی که احساس می‌کند از دیگران کمتر و کوچک‌تر است، در واقع مانع تحرک و پیشرفت خود شده است و از هر گونه ابتکار باز می‌ماند.

 

3- عجله: محکم‌کاری، با عجله و شتاب سازگار نیست. یک مبتکر واقعی تا مدت‌ها ابتکار خود را به شکل تئوری نگه می‌دارد تا بتواند در فرصت مناسب تمام اشکالات آن را برطرف کند و بعد از آن، ابتکارش را عملی می‌سازد.

 

4- تسلیم شدن در برابر فشارها: اگر در برابر صاحبان زر و زور و یا شرایط خفقان جامعه تسلیم شود، استعداد ابتکار خود را از بین برده است. چون یکی از شرایط مبتکر موفق، مستقل بودن است.

 

5- سیگار، موادمخدر: مصرف این مواد به سلول‌های مغز علاوه بر سیستم عصبی بدن، آسیب می‌رساند و قدرت ابتکار شخص و توان خلاقیتش را از بین می‌برد. اگر غده ی تیروئید، تبروکسین ترشح نکند سبب ضعف و یا حتی از بین رفتن هوشمندی و ذکاوت خواهد شد. کمی و زیادی کلسیم نیز سبب اختلالات روانی می‌شود.

 

6- پیری: هر چه سن بالا برود قدرت ابتکار و خلاقیت نیز رو به افول می‌گذارد، چون بدن آدم در سنین پیری سلامتی خود را کم کم از دست می‌دهد.

«چارل ریچه» می‌گوید: «بعد از سن 45 سالگی قوای ذهنی به تدریج ضعیف می‌شوند. اوج قدرت ابتکار و هوشمندی بین سنین سی تا چهل سالگی است. پس از آن رو به ضعف می‌رود تا سن هفتاد سالگی، هر چند که در چنین سنینی نابغه‌هایی پیدا شده‌اند.

 

7- قناعت: از عوامل شکست و افول یک مبتکر، قانع شدن به یک مرحله از رشد و خلاقیت است. در جا زدن بی‌شباهت به عقب ماندن نیست.

 

نویسنده : محمد ابراهیم ریاضی

منبع: http://www.tebyan.net

 

گشت و گذری بر وبلاگ دوستان

گشت و گذری بر وبلاگ دوستان

دوستان وبلاگ نویس از سال ۱۳۸۲اولین بار در مدرسه جانبازان وبلاگ مشترکی با مهدی حیدری راه انداختیم به نام جانبازان

بعد از رفتن حیدری گاه و بیگاه مطالبی شخصا از گزارشات مدرسه و مقالات متنوع آموزشی در این وبلاگ می نوشتم

تا این که آقای نصیری معاون وقت آموزش و پرورش خمین به جمع دوستان ما پیوست و کم کم وبلاگ نویسی مدروز ما در آموزش و پرورش خمین شد

در بهار ۱۳۸۳دوستی تازه در وبلاگ نویسی با عنوان وبلاگ مدیریت یافتیم روزهای زیادی با حیدری دنبال این دوست گشتیم

اتفاقی و با پیغام این دوست و آن دوست ایشان را یافتیم بله دوست مجازی آن سال ما محمد عبادی بود که به یکی از دوستان داعمی تبدیل شد

آقای نصیری طرحی داد به عنوان وبلاگ نویسان که با همراهی محمدی معاون آموزش متوسطه میرزایی مدیر وقت آموزش و پرورش و نصیری و حیدری و من وو دوستان دیگر به مرور به ما پیوستند والبته جمع دوستان به نزدیک ۱۲نفر می رسید البته بعضی ادامه می دادند و بعضی وسط راه رها می کردند تا این که کم کم این هسته اولیه شورایی به نام شورای آی تی آموزش و پرورش خمین شد

و اولین طرحش هم تهیه گزارش با پاورپوینت از عملکرد آموزش و پرورش خمین بود دو هفته ای سه نفری (حیدری عبادی و گاهی هم من )به مدارس و هنرستانها و .. داوطلبانه می رفتیم و فیلم و عکس و گزارش تهیه می کردیم

و یک نشریه یک صفحه ای با عنوان نشریه آی تی خمین در یک برگ آ۴راه انداختیم شور و حال خاصی داشتیم و عشق عجیبی به کار و خلاقیت وبلاگهایمان از دها وبلاگ هم گذشته بود هر کدام در راهی قدم می گذاشتیم یکی در طراحی وب و دیگری در محتوی تا این که حیدری و عبادی به اداره رفتند و عملا فعالیت اداری و .... باعث رکود عشق مشترکمان به کار شد و کم کم از هم فاصله گرفتیم ولی به صورت اداری شورای آی تی ادامه داشت تا این که مدرسه جانبازان را به عنوان پایگاه و آزمایشگاه فعالیتهای خویش قرار دادیم و تقریبا مدرسه جانبازان اولین مدرسه طرح آی تی خمین بود با تجهیز این مدرسه به ۱۵رایانه و شبکه شدن آن عملا شورای آی تی از اداره آموزش و پرورش به مدرسه جانبازان منتقل شد و کلاسهای مختلفی از گروههای آموزشی و ... بدون رعایت سلسله مراتب اداری در این مدرسه و مدرسه اسری بر گزار می گردید آقای نصیری معاون وقت گاهی تا سا عت ۱۰شب در مدرسه ما می ماند و به ما کمک می کرد دیگر دوستان هم همینطور

عشق به کار و خلاقیت فعالیت ما را گسترش می داد و میل به کار را در ما محکم می نمود

تا این که مدارس طرح آی تی گسترش کمی یافتند و ما راه حلهای بیشتری برای آموزش یافتیم

البته در اینجا چیزی که همیشه مرا نگران میکرد رفتن میرزایی با دیدگاه علمی از مدیریت آموزش و پرورش خمین بود که می توانم ادعا کنم در طول تاریخ آموزش و پرورش خمین اولین مدیر با دید علمی بود و عملا ترس من بعد از رفتن ایشان قطعی شد

و بعد از عوض شدن مدیر آموزش و پرورش افراد شورای آی تی با عناوین مختلف توسط مدیرت وقت متفرق شدند و من هم بعد از یکسال مقاومت مجبور شدم مدیریت مدرسه پایگاه جانبازان را تحویل دهم و نصیری هم از معاونت به یکی از مدارس حاشیه ای شهر رفت و محمدی هم از معاونت به تدریس جغرافی مشغول شد و حیدری هم مشغول تدریس رياضیات شد و من هم به مدرسه عطار روستای گوشه محمد مالک رفتم

فقط عبادی ماند به عنوان کارشناس فن آوری البته ایشان هم به تنهایی توانست اولین مدرسه هوشمند روستایی را راه اندازی نماید

خوب ما در خمین باید تاوان بدهیم تاوان چی؟؟؟؟؟

کوچک بودن افکار را و یا کوچک بودن شهرمان ؟؟؟

حیدری می گوید می خواهم انتقالی بگیرم و به نوعی از خمین فرار کنم

یاد حرف مقیمی نماینده شهرمان می آیم که در جلسه ای خصوص می گفت بچه های خمین انقدر قوی هستند که وقتی از خمین می روند ۸رتبه مدیریتی پیشرفت می نمایند

راستی خمین تا کی باید تاوان کوچک بودنش را بدهد ؟

خمین شهر ي است که به علت نداشتن مراکز اقتصادی و تولیدی بیشتر افراد تحصیل کرده اش به اموزش و پرورش روی آورده اند ولی مدیران سنتی شهرمان متاسفانه از تمام گروهها و سلیقه های سیاسی و محلی با بی سوادی خود جلو پیشرفت را در خمین گرفته و خواهند گرفت و مثل گذشته افراد خلاق و خوش فکر یا حانه نشین خواهند ماند و یا به شهرهای بزرگ هجرت می نمایند