مسافرت کاری اداری

امسال در روزهای بیکاریم برای دومین بار به یک مسافرت اداری یک روزه رفتم

دیشب ساعت۲نیمه شب میخواستم با اتوبوس به این مسافرت به تهران بروم ولی به علت خستگی از کار دیروز خوابم برد ولی صبح ساعت ۸با ماشین شخصی برای دومین بار در سال تحصیلی جدید جهت یک کار شخصی اداری مربوط به پسرم سجاد به تهران رفتم

البته اصل ماجرا را اینشا له در روزهای بعد به طور کامل می نویسم

ساعت۸صبح سوار ماشینم شدم و بعد ازاینکه ۳۵لیتر بنزین به نرخ لیتری ۷۰۰تومان زدم به سوی تهران حرکت کردم و ساعت ۲۰/۱۱به تهران رسیدم و بعد از پارک ماشین در یک پارکینگ عمومی سوار قطار شهری (مترو)شدم و ساعت ۲۰/۱۲دقیقه به میدان فردوسی رسیدم و در آنجا رفتم دنبال کار اداری که دیدم مشغول نماز خواندن هستند من هم وضو گرفتم و بعد از نماز پیگیر کارم شدم و گفتند در حال پیگیری هستند

بعد از اداره که در امدم رفتم نزدیکترین رستوران و یک وعده غذای ساده سفارش دادم

و بعد از ناهار دوباره سری به اداره زدم تا ببینم مراحل کار تا کجا پیشرفت داشته است و بعد از صحبت با بعضی کارشناسان و ملاقات با مدیرکل اداره ذکر شده حدودا ساعت چهار عصر دوباره رفتم مترو و نزدیک ساعت ۵عصر به پارکینگ عمومی رفتم و سوار ماشین شدم و در بین راه به علت اینکه تنهایی مسافرت میکردم چند بار نزدیک بود خوابم ببرد برای همین از ماشین پیاده شدم و صورتم را شستم و به حرکتم ادامه دادم و ساعت ۸به خانه رسیدم

امروز مسافرت اداری فردیم در حدود ۱۲ساعت طول کشید البته سه هفته پیش هم با اتوبوس این مسیر را طی کرده بودم با همین کار اداری با موضوع امروز

در هر صورت مسافرتهای اداری برعکس مسافرتهای تحقیقی یا علمی و یا شرکت در کنگره و یا شرکت در نمایشگاه کتاب یا الکامپ یا سایر نمایشگاه ها تقریبا خستگی بیشتری دارد مخصوصا اگر بعد از مسافرت احساس کنی نتیجه ای در بر نداشته است   

چه گناهی کردم که باید دنیا اینگونه برایم جهنم شود ؟

این مطلب فعلا رمز گذاری شده و مسائلی است که از طرف  آموزش و پرورش در این چند ماه بر من گذشته است

البته منظورم مدارس و اموزش و پرورش خمین نیست؟ شاید یکی از کارشناسان اموزش و پرورش خمین در این مسئله نقش داشته باشد ؟ولی در هر صورت فعلا مخفی بماند بهتر است ؟

ادامه نوشته

چه چیز را میتوان نوشت و چه چیز را نمی توان نوشت

گاها مطالبی را می نویسم و چند ساعت بعد احساس میکنم مطلب کمی تند شده و یا ممکن است برداشت توهین آمیز نسبت به همکار یا مخاطب خاصی شود برای همین خاطر مجددا آنرا اصلاح میکنم

هر چند درد دلهای فراوانی نسبت به بعضی افراد و یا بعضی موقعیتها در شغلم دارم ولی خود مجبورم به نوعی خود سانسوری روی بیاورم

اوایل که وبلاگ مینوشتم هیچ کس کاری نداشت چی می نویسی ولی بعدها از طرف رئیس اداره و یکی از کارشناسان اداره کل و یا حتی یکبار از طرف دفتر مدیر کل سابق زنگ زدند و گفتند این مطلب را اصلاح کن و یا در این چارچوب بنویس

در هر صورت وبلاگ یک دفتر خاطره علنی می باشد که گاهی که انگیزه نوشتن داشته باشم در ان مینویسم و بعضی وقتها هم که احساس کنم لازم است مطلب را حذف کنم انرا در ایمیلم برای خودم ذخیره میکنم و در وبلاگ حذفش میکنم

 یا موقعیت جور نیست و یا من اینقدر شجاعت ندارم که درد دلهایم و مشکلاتم را از شغلم و حاشیه های آنرا کامل در معرض دید عمومی قرار دهم

 شاید گذشت زمان و از بین رفتن موقعیت زمانی وموقعیتی خاص اجازه دهد شفاف تر و سریعتر بنویسم

مثلا رفتن یک مدیر کل و یا حذف یک بخشنامه غیر کارشناسانه و یا هزار دلیل دیگر خود موقعیتی شود که بتوان از آن مطلب انتقاد کرد

 بیشتر انتقادهای من در چارچوبهای زیر میگنجد که به صورت کلی می نویسم

- انتقاد از نحوه گزینش دانشجو در آموزش و پرورش

- -نحوه بکار گیری و انتخاب مدیران غیر تخصصی در مدارس

-ایجاد مجتمع های آموزشی با  هزینه های بالاو عدم کارایی مناسب

-تشکیل کلاس ششم ابتدایی بدون کار کارشناسی لازم

( هر چند محتویات کتابهای کلاس ششم ابتدایی گاها محتویات جدید و کاربردی هستند و قابل تقدیر )

-بکار گیری نیروهای ضعیف و یا غیر کارشناس در ادارات آموزش و پرورش

- بکار گیری نیروی غیر تخصصی در معاونتهای پرورشی و فن آوری و آموزشی مدارس

-شیوه بررسی غیر علمی و غیر کارشناسانه پیشنهادات

- برخوردهای تحقیر امیز بعضی کارمندان اداری نسبت به همکاران و داشتن شاکی زیاد ایشان و ماندن این افراد در پستهایی که باعث دل زدگی همکاران از کار در اموزش و پرورش میشود

-هزینه های بالا جهت کارگاهای آی تی و رها کردن کارگاه ها بعد از ایجاد به علت ضعف تخصصی همکاران در استفاده از این کارگاههای ارزشمند و بدون اینکه استفاده شوند از رده خارج شده این امکانات

- نپرداختن بیش از ۵سال پاداش یکماهه کار کردن در مدارس روستا

- حذف حق هیئت علمی کارکنان با مدرک کارشناسی ارشد و دکتری بعد از سال ۱۳۸۷تا کنون

-محدود بودن وام به معلمین نسبت به سایر ادارات

- نداشتن یک صنف کار امد

- کم کردن و یا زیاد کردن ساعات تدریس بدون کار کارشناسی

- کار کردن در شغلی به غیر از تخصص اصلی فرد

-حذف بعض مدارس بدون دلیل

-تورم و گرانی

نداشتن تضمینی جهت آینده شغلی فرزندان در صورتی که قانونی در ادارات دیگر وجود دارد که بعد از بازنشستگی پدر خانواده یکی از فرزندان ایشان به جای ایشان در آن اداره مشغول بکار میشود ولی گاها فرزند همکاران با داشتن صلاحیت علمی بالاتر از سایر افراد بدون دلیل فقط به خاطر مسائل داخلی آموزش و پرورش از استخدام در آموزش و پرورش منع میشوند

-