یک مدیر در دو سوی جریانات شغلی و کاری قرار میگیرد
۱-قبل از مدیریت
۲-بعد از مدیریت
قبل از مدیریت فکر میکند چه طرح هایی را می تواند در اداره اجرا کند و کلی تغییرات جدید در رویا می پروراند
ولی بعد از مدیریت انقدر غرق در بروکراسی اداری می شود که یادش می رود هدف اصلی تشکیل این اداره یا سازمان برای چه بوده است و در کارهای تکراری فقط تبدیل به ماشین امضا می شود با چند نوع امضای رمزی برای زیر دستان
مثلا اقدام شود
براساس مقررات اقدام شود
و هر رنگ امضا و زیر نویس مدیر یک مفهوم را القا میکند
و بعضی انسانهای ضد اجتماعی که مشکلات عاطفی داشته اند به این دل خوش میکنند که چند صباحی به عنوان یک مدیر مورد احترام اطرافیان و زیر دستان قرار گیرند
بعضی ها هم در دوران مدیریت گذشته خود را کاملا فراموش میکنند و حتی جواب سلام و یا اس ام اس دوستان سابق را با سردی جواب میدهند و یا اصلا جواب نمی دهند
البته قسمتی از مدیران هم به فکر لقمه های چرب و پر انرژی در مدیریت هستند و می خواهند کمبودهای اقتصادی خود را در دوران مدیریت خود جبران کنند
اگه بخواهم بنویسم به اندازه تمام مدیران مطلب می توان نوشت چون هر مدیری برای رسیدن و بدست گرفتن مدیریت انگیزه ای خاص داشته است
ضمنا بعضی مدیران هم