چند تغییر

دیروز مطالب قالب قبلی را که خیلی هم زیبا بود می خواستم ذخیره کنم

 با مشگل وروبرو شدم بنا بر این تصمیم گرفتم قالبی جدید برای وبلاگم پیدا کنم

مطلب بعدی که خیلی کمک من کرد آموزش نرم افزارهای ساخت چند رسانه ای

 بود تا ئیروز ۴نرم افزار ساخت چند رسانه ای را مسلط شدم که در تنظیم و مرتب کردن

 اطلاعات تهیه شده قبلب از جمله مطلب عکس و فیلم خیلی به من کمک کرد و

نظم خاصی به مطالب پراکنده من داد

فقط در تولید محتوای هوشمند مانده ام چکار کنم در کل تولید محتوا خیلی

روحیه انسان را بالا می برد و زیبایی خاصی به مطالب نامنظم می بخشد

و سرعت دست یابی به هر نوع اطلاعات را به شدت بالا می برد

چهارشنبه در مدرسه چه گذشت

قبل از بررسی مدرسه در روز چهارشنبه اربعین شهادت

 امام مبارز با ظلم و جور وریا و نفاق زمانه امام حسین (ع )را تسلیت می گویم

دیروز قرار بود مدیران و همکاران مدارس راهنمایی خمین

 از مدرسه ما بازدید داشته باشند

ما مقدمات کار را برای پذیرایی گرم از ایشان آماده کردیم

و بعد مشغول کارهای روزانه شدیم

تا ساعت حدود ۳۰/۱۰که مدیران

مدارس شاهد و روستای جلماجرد و ریحان وا ستثنایی- جانبازان 

کارشناس مسئول راهنمایی به همراه چند نفر دیگر به مدرسه آمدند

 از من خواستند اگر برنامه ای جالب دارم برایشان توضیح دهم و در حدود

یک ربع در رابطه با بایگانی الکترونیکی برایشان صحبت کردم

بعد از نمایشگاه کوچک صنایع دستی بازدید کردند و از آزمایشگاه و کارگاه 

در کل بازدید با انگیزه ای داشتند

بعد آقای مهاجری دبیر حرفه و فن برنامه ناهار بچه های اول و سوم که

برنامه کتاب درسی بود تر تیب دادند و دیروز به غیر از دانش آموزان دوم

 بقیه بچه ها مهمان دسترنج خودشان بودند و ناهار ی را که خودشان

 تهیه کرده بودند برای ما هم آوردند (سالاد الویه و شیرینی )

آقای عبادی دبیر علوم تجربی هم برای تکمیل پروژه برای کلاس

ضمن خدمت آموزش ساخت چند رسانه ای به مدرسه آمده بودند با

 هم نشستیم و مراحل نهایی طرح ایشان را تکمیل کردیم 

و بعد من نمودار مقایسه ای نمرات نیمسال اول را با سال قبل

مقایسه کردم در اکثر دروس رشد مثبت بود

و اسامی همکارانی را که در مدرسه ارزشیابی می شوند

برای گرفتن تشویق به اداره فرستادم

و زنگ آخر با همکاران رفتیم به اداره تا من نامه های اداری را تحویل بدهم

در کل دیروز روزی آرام و زیبایی بود و جا دارد از زحمات

دانش آموزان و آقای مهاجری دبیر زحمت کش و زیرک حرفه و فن تشکر نمایم

امیدوارم امروز با شرکت در مراسم عزای حسینی یاد و خاطره

 رشادتها و شجاعتهای رهبر شیعیان جهان را گرامی بداریم  

سه شنبه در مدرسه و در خانه

همیشه می گویند مسائل و خاطرات خانه و محل کار را نباید به هم انتقال داد

ولی من هرکاری می کنم نمی توانم این دو را مخصوصا

 مسائل کاری را به منزل نیاورم

منزل که چه عرض کنم گاهی بعد از خوابیدن نیمه های شب

 از خواب بیدار می شوم وتا صبح به فعالیتهای مدرسه و اتفاقات شیرین

 و تلخ مدرسه فکر می کنم

مثلا دیشب از ساعت ۳نیمه شب تا صبح به مسائل و مشکلات

 گوناگون مدرسه فکر می کردم

هر چند اتفاق خاصی نیافتاده ولی افکار کوچک و بزرگ دست از سرم

 بر نمی دارد دیشب به یک نتیجه گیری جالب رسیدم و این که:

یاس و نا امیدی از حربه های شیطان است و امید و اعتقاد به پیروزی از نیروهای خدادادی است

امیدوارم امروز روزی داشته باشم که شب راحت و با آرامش بخوابم

خدایا خیلی تنهایم ولی می دانم هیچ وقت در تنهایی

غیر تو یاری نداشتم کمکم کن و از تنهایی مرا برهان

خدایا از شر ریا کاران و منافقان دوست نما و ابلیسان فرشته نما به تو پناه می برم 

بایگانی الکترونیکی مدرسه راهنمایی عطار

دیروز آقای حسینی کارشناس مسئول راهنمایی با آقای مختاری و خانم نعمتی

 دو تن از مدیران مدارس راهنمایی جهت بازدید از طرح من در زمینه

 بایگانی الکترونیکی به مدرسه آمدند و در رابطه با کار با اسکنر و ساخت

مولتی مدیا پلی یر و آکروبات و پاورپوینت و همچنین مراحل اجرایی

 این طرح از اول مهر تا الان برایشان صحبت کردند ظاهرا راضی بودند

تا ببینیم نتیجه و قضاوت ایشان به کجا خواهد انجامید

بعد با آقای هاشمی مسئول آزمایشگاه دو نفری کل لوله دستشویی

 دانش آموزی را باز و تمام زانوها و سه راهه ها را کامل تعویض کردیم

در کل دیروز نسبت به روز یکشنبه بسیار روز شادتری برایم بود امیدوارم

خاطره نظارتهای منفی روز یکشنبه دیگر تکرار نشود

در اینجا جا دارد از روشهای شفاف مدیریتی آقای حسینی

کارشناس آموزش راهنمایی که انصافا در این چند سال کمتر

مثل ایشان در این پست دیده ام تشکر نمایم

یکشنبه پر تلاطم

دیروز اول آقای مختاری معلم راهنما آمد و در حدود یک ساعت

فرمهای مربوط به بازدید از مدرسه را پر کرد

بعد یکی از اولیا آمد که گفته بودیم به علت غیبت فرزندش بیاید

 البته معلم حرفه خواسته بود

بعد با عصبانیت آمد تازه طلبکار هم بود چرا از سر کار خواسته ایمش بیایدو نسبتا بی ادبانه برخورد کرد

بعد ساعت ۳۰/۱۳آقای نوروزی با آقای جانی آمدند و در مورد آب گرم

 برای دستشویی ها و احتمال منحل شدن مدرسه سال بعد صحبت کردند

 و گفتند اگر همکاران زودتر از ساعت ۵۰/۱۳درمدرسه ای تعطیل کنند

مدرسه باید دو شیفت شود البته منظورشان کل

مدارس روستایی خمین بود گفتند از طرف سازمان مدارس شازند

 را دو باره دو شیفت کردند و....و تا ساعت ۵۰/۱۳در مدرسه ماندند

 البته بیشتر نقاط ضعف را بررسی می کردند تا نقاط قوت و چندان

 توجهی به مسائل رشد در مدرسه نداشتند

خوب در هر صورت دیروز روز چندان شادی نبود و تا آخر شب حسابی

 کلافه بودم و عصابم خورد بود

یاد بازدید دکتر روان شناس از طرف وزارت خانه در سال قبل افتادم و

 آهی کشیدم گفتم اگر همه در بازدید اینجور دقت می کردند به جای

روحیه شکست خورده انسان انگیزه بیشتری به ادامه کار و فعالیت از خود نشان می داد  

خدایا چنان کن که خودت صلاح ما را در آن مقدر می نمایی

زیبایی های سرمای اسفند ماه در کنار رودخانه  روستای گوشه محمد مالک

ضمنا دیروز همکاری که نوبت آوردن ماشینش بود به علت

مسمومیت غذایی نیامد و من با همکاران روستای برجک رفتم

به مدرسه و از جاده اصلی تا مدرسه ۲کیلومتری راه می شود

 برای اولین بار این مسیر را پیاده رفتم در کنار مسیر حرکت دو پدیده

 طبیعی خیلی جالب و بی نهایت زیبا به چشم می خورد

۱- یخ زدگی آب زلال کنار رودخانه که فضایی بسیار زیبا پدید آورده بود

۲- برفک روی یونجه ها که زیبایی سرمای اسفند ماه را چند برابر می کرد

دیروز برای اولین بار متوجه شدم سرما هم برای خودش زیبایی هایی دارد

بعد همکاران هم آمدند و برنامه صبح گاه را اجرا کردم و ورزش صبحگاهی

هم اجرا شد و روزی نسبتا آرام و شاد را پشت سر گذاشتم

شنبه در مدرسه

دیروز دو تا از همکاران به شدت مریض بودند که یکی از ایشان خود را با هر سختی بود

به مدرسه رساند

دیروز کار روی مولتی مدیا پلیر را ادامه دادم و توانستم

طرح خودم را زیبا تر و کار آمدتر کنم

و تبدیل سیستم بایگانی سنتی به سیستم بایگانی الکترونیکی را

 شکیل تر و و سرعت دسترسی اطلاعات را در آن بالا ببرم دیروز ظهر

 از به اتمام رسیدن این طرح خیلی شادمان بودم و در واقع با یادگرفتن

 این برنامه دیروز عید زیبا و روزی شاد برایم بود .

شاید بعضی از خرید خانه یا ماشین خیلی لذت می برند ولی من هم

با یادگرفتن یا ایجاد طرح و ابتکاری جدید در کار و زندگی بی نهایت

 لذت می برم بالخره ما هم اینطور هستیم

هر چند این طرح ها ارزش مادی برایم ندارند ولی خودم را از روزمره گی

 و تکرار رها می کنند

در کل امیدوارم روزی برسد که با حاکم شدن مدیریت خلاق در

 سیستم آموزش و پرورش به طرح و نو آوری هم بها بدهند و فقط در حد شعار نباشد

پنجشنبه و جمعه

۱- شروع صبحگاه توسط معلم راهنماآقای رحیمی

۲- کار کردن مولتی مدیا پلیر و پاور پوینت با آقای عبادی

۳- موفقیت در امتحان پاور پوینت

۴- جمعه حتی یک دقیقه از منزل بیرون نرفتم و تقریبا تا آخر شب دیشب

مولتی مدیا بیلدر کار می کردم برایم برنامه جذابی است و در طراحی

برنامه های آموزشی کمک خوبی می تواند باشد

 

آقای عسگری مدیر سابق سازمان آموزش وپرورش خاطره جالبی از

رئیس کرد شازند در اوایل انقلاب صحبت می کرد

می گفت یک روز معلمها به مدرسه می روند با پدیده جالبی روبرو می شوند

از روی دیوار مدرسه مدیر کرد آموزش و پرورش این شهر با شتاب به جلوی ایشان می پرد

این داستان جالب هنوز و همیشه خاطره نظارت مستقیم و سنتی آموزش و پرورش را

زنده نگه می دارد

ناهار دانش آموزی

دیروز چهارشنبه بچه ها درس حرفه داشتند

دخترهای سوم شدیدا مشغول بودند و یکسره اجازه می گرفتند بروند وسایل بیاورند

ساعتهای ۳۰/۱۱تقریبا کارشان تنمام شده بود سفره ای زیبا در نماز خانه انداخته بودند

و با سلیقه کلیه وسایل ناهار را به زیبایی تزئین کرده بودند و یک سفره کوچک هم

 برای معلمها در دفتر انداخته بودند من اول کارشان را بچه گانه فرض می کردم

 ولی وقتی ناهارشان آماده شد تازه فهمیدم سنگ تمام گذاشته اند و دیروز

 ما مهمان دانش آموزان سوم بودیم در کل ناهار ساده ولی خوش مزه ای شده بود

در اینجا جا دارد از زحمات آقای مهاجری دبیر حرفه و فن تشکر کنم

هم در گسترش نمایشگاه کوچک صنایع دستی خیلی فعال است و

 هم در سایر برنامه ها ی آموزشگاه

چهارشنبه

خبر اول : اولین روز وزارت دکتر علی احمدی

یک ماهی است که نشریه نگاه را پیگیری می کردم صفحه اول و دوم این

نشریه ۱۶۰هزار نسخه ای به آقای علی احمدی اختصاص داشت و در این مدت

سرپرستی ایشان به دنبال طرح ها و راه حلهایی از طرف معلمین بود و

 برای من اینطور وانمود شد که ایشان قصد ایجاد خلاقیت و نو آوری در زمینه

 مدیریت در آموزش و پرورش دارند و با تو جه به ۲۰کتابی که در زمینه مدیریت

نوشته اند من توقع نوعی مدیریت علمی از ایشان دارم

امیدوارم این دید من به واقعیت تبدیل شود و آموزش و پرورش از

مدیریت آزمایش و خطا به مدیریت خلاق تبدیل شود

خبر دوم :انتخابات نزدیک است و من قصد پرداختن به انتخابات

در این وبلاگ ندارم تنها قصد دارم مطالب این وبلاگ مطالبی

در زمینه مدرسه و آموزش و پرورش باشد البته مطالب انتخاباتی

را از طرق وبلاگی دیگر و جدای از این وبلاگ پیگیری خواهم نمود

 

بچه های مدرسه ما امروز دینی حرفه و پرورشی و هنر دارند

ومن هم طبق ابلاغ امروز باید یک ساعت هنر تدریس کنم

البته تا الان تا خط کار کردیم از امروز باید مروری بر قبل داشته باشیم و از هفته های

 بعد پیگیر درس خط باشیم

 

دوشنبه

دیروز تزئینات دهه فجر را جمع آوری کردم

بعد با پاور پوینت گزارش طرح درس شرکت در الگوههای برتر تدریس را تدوین کردم

و نسبتا روز آرامی در مدرسه داشتیم و همچنین مروری بر بخشنامه ها کردم و

خلاصه بخشنامه ها را در دفتر حضور و غیاب در کادر مربوط به بخشنامه ها نوشتم

دنبال خرید یک پرچم نو رفتم تبلیغات گفتند نداریم باید از بازار بخرید

البته امروز هم کلاس تکمیلی آموزش خانو.اده از طرف انجمن اولیا و مربیان گذاشته اند

 که به این جلسه در بهداشت خمین دعوت شده ام

که باید بروم

اگر؟

اگر هیچ کس و هیچ پشتیبانی نداشته باشم دنیا را می توانم تحمل کنم

ولی اگر خدا را نداشته باشم دنیا دیگر برایم قابل تحمل نیست

خدایا مرا در این دنیای پر تلاطم تنها نگذار

 

آیا مشگل داوری در الگوههای برتر تدریس باز ادامه خواهد یافت

دیروز روز نیمه بهاری ولی با هوایی سوزناک بود

دبیران زبان علوم اجتماعی و دینی عریبی در مدرسه حاضر بودند در کل دیروز روز آرامی بود

البته به جلسه الگوههای برتر تدریس رفتیم آقای حسینی گقت ۱۶مدیر در این طرح شرکت کردند

من بعد از دو سال با طرحی ساده به نام بایگانی الکترونیکی بخشنامه ها در این طرح شرکت کردم

سالهای قبل با طرح هایی مثل کاربرد شبکه در آموزش

کتابخانه راهرو

طرح آی تی با یک رایانه

و... در این طرح شرکت می کردم ولی به خاطر مشکلات داوری همیشه آخرین رتبه (معمولا سوم )

بدست می آوردم

جالب است بدانید در سال ۱۳۸۳طرحی را که به یکی از مدیران دادم رتبه اش از خودم بیشتر شد

یکی از مشکلات اصلی این طرح داوران کاملا سنتی بودند

امیدوارم امسال جای داوران سنتی را داورانی خلاق بگیرند

که البته فکر می کنم همان دو داور خانم و آقای سنتی سابق باز به کار داوری خویش ادامه

دهند البته در صورتی که ایشان باشند من باز از طرح مثل سال گذشته انصراف می دهم

یا علی مدد

ماه اسفند

سالهای زیادی امتحانات ثلث دوم در اسفند ماه شروع و پایان می یافت همین مسئله یکی از مشکلات آموزش و پرورش شده بود و هست

در پایان اسفند بعد از اتمام امتحانات معمولا دانش آموزان علاقه ای به حضور

در کلاس نداشتند چند سالی است با دو ترم شدن سال تحصیلی امتحانات

حذف شده ولی تعطیلات زود هتگام قبل از عید یک معضل شده که باید

 دانش آموزان را به اجبار در مدرسه نگه داشت و گاها مشاهده شده

اگر دانش آموز تمایل به ماندن در مدرسه داشته باشد از طرف معدود همکارانی

 تشویق به تعطیل کردن مدرسه می شود و عملا تعطیلات

 عید نوروز از ۱۳روز با نزدیک ۲۰روز می رسد و یک هفته بعد از

عید هم خیلی درس و مشق جدی نیست یا بهتر بگویم

تعطیلات نوروز یک ماه آموزش و پرورش و آموزش عالی را در کشور

 ما تعطیل می کند و در این چند سال من بین نمرات قبل و بعد از عید

دانش آموزان مقایسه داشته ام معمولا افت فاحشی در نمرات به چشم

می خورد آیا وقت آن نرسیده با یک کار کارشناسی و

محاسبه شده این تعطیلات سرو سامانی یابد

خمين با كي شناخته مي شود

خمين شهر كوچک کویر از سال ۱۳۴۲فقط با یک نام شناخته می شود آیت اله خمینی (امام)

امام و مرید میلیونها ایرانی امروز هم ایران به وجود و صحبتهای یادگاران و خانواده این

 بزرگوار افتخار می کند آزاد مردی از نوادگان خمین به نام سید حسن خمینی

جوانمردی که شجاعت و درایت و  مرد بزرگ تاریخ ساز کشور ما را در چهره و

صحبتهای خویش به نمایش می گذترد

زنده باد صدای امام و زنده باد یاد و یاران و خانواده امام

سید حسن همیشه به همشهری بودن با تو افتخار می کنم

شاید وقتی دیگر؟

امروز شنبه ۲۰بهمن می باشد

تا روزهای آخر سال وقت زیادی نمانده

و تب و تاب امتحانات نهایی هم از مدارس برداشته شده فقط المپیادهایی کور و بدون هدف

 در سیستم مدیریت سنتی برای پا بر جا نگه داشتن سیستم ارزشیابی سنتی بر گزار می شود

ولی خوب بالخره سیستم ارزشیابی سنتی با نفوذی که در مدیریتها دارد باید

 آخرین رمقهای عقب افتادگی خود را بروز دهد ولی مطمئنا این سیستم سنتی

هم جمع خواهد شد

ولی اینجا می ماند خانواده های نا آشنا با سیستم های جدید ارزشیابی

که باید با آموزش به موقع به خانواده ها ایشان را از تغییرات آگاه کرد

سلام

امروز مطلب خاصی برای نوشتن نداشتم

ولی گفتم سلامی عرض کنم

ضمنا بچه ها خیلی به جشن دهه فجر علاقه دارند و گروههای سرود

 و تئاتر و مقاله آماده کرده و به کارگردانی زهرا خسروی و فاطمه احمدی

مشغول تمرین می باشند البته از سه کلاس در این کار مشارکت می نمایند

و همچنین آقای عبادی معلم علوم در نوشتن خط و مطالب به ایشان کمک می کند

این هفته هفته شلوغی بود و خستگی کار برایم بیشتر از قبل بود

مخصوصا با بد بودن وضعیت آب و هوا و گل شدن کلاسها در هنگام نظافت کلاسها

گرد و خاک زیاد بچه ها و معلمین را اذیت می کند  

برای همین برنامه نظافت را به زنگ سوم و قبل از خروج از مدرسه موکول کردیم

مامی توانیم

دیشب با دوست دوره نوجوانی و دوره تحصیل در مجتمع ملاقات کردم

روزهای شیرین و زیبایی بود

خاطرات گذشته برایم تداعی شد هر چند موقعیت کاری و شغلی و مدیریتی

 متفاوتی داریم و لی بدون فاصله زمانی در همان غالب دوستی گذشته

حرفهای زیادی با هم زدیم

از این بحث بگذزیم سال ۸۲ با مهدی وبلاگ مدرسه جانبازان را راه انداختیم

اتولین جمله ای که من در بهمن ۸۲در این وبلاگ نوشتم جمله معروف امام

یعنی ما می توانیم بود

ولی متاسفانه دوستانی آمدند و گفتند ما می توانیم ولی در عمل تنها

توانستند این شعار را از ما بگیرند و عجیب روحیه ما می توانیم را در

شهرمان در ما تضعیف کردند

ای کاش باز می گذاشتند ما بگوییم

 ما می توانیم

خدایا از تو نا امید نشده ام مطمئنا با کمک تو با ز

ما می توانیم

نامحرمان

سلام بعد از سی سال گذشتن از انقلاب اسلامی ایران به نظر شما نامحرمان چه کسانی هستند

۲۲بهمن سالروز پیروزی مردم به رهبری امام خمینی بر استبداد زمان

و دیکتاتور ایرانی و خلع ید دیکتاتور بر ایرانیان مبارک باد

اسباب بازی

بیائید امروز یاد بگیریم اسباب بازی های دوره نوجوانی می تواند خلاقیت و بلند پروازی های مخترعان بزرگ را به ارمغان آورد

بیائید چهره خشن خود را به چهره ای جدید و خلاق عوض کنیم

راستی می دانید ما هم روزی در مدرسه عطار خواهیم توانست ساخت

به شرطی که ماوجود داشته باشیم

 

تعجب نکنید

این نه موشک است نه بمب این عکس یک موتور جت جهت ساخت هواپیماهای کنترل از راه دور دانش آموزی است

 

مسئله ای که دانش آموزان گلپایگانی در آن رتبه اول جشنواره خوارزمی را می آورند و۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

ببينيد و فكر كنيد

 

شاید برایتان این عکسها جالب باشد یا نباشد در هر صورت اینها میان پرده ای است

 از علایق شخصی من هر وقت خسته می شوم دوری در دنیای ساخت وسایل

و کارهای دستی می زنم بالخره ما هم این هستیم

عكس جالب

عكس يك روبات

روبات ساده

کارنمای دانش آموزان

دیروز کارنمای نیمسال دانش آموزان را دادیم شاگردان اول تا سوم سه کلاس عبارت بودند از

۱- کلاس اول راهنمایی

مرضیه دیوارگر

                                   سعید فتاح گودرزی

                                                                                         زهرا کمره

۲- کلاس دوم راهنمایی

۱- فائزه خسروی

۲                                   -مریم خسروی     

                                                                                 ۳- مژگان خسروی

کلاس سوم راهنمایی

۱- زهرا خسروی فرزند نصرت اله

                                                           ۲- فاطمه احمدی

                                                                                      ۳- زهرا خسروی فرزند مصطفی

با امید به موفقیت این دانش آموزان

 و همچنین با

 تشکر از زحمات صادقانه تمام همکاران عزیز در نیمسال اول

پیشرفتهای قرن 21

۱- ترور مسلمانان در هر لباس

۲-کشته شدن هزاران مسلمان در عراق و افغانستان

۳- خنده مستانه شیوخ عرب بر کشته های کودکان فلسطینی

۴-حذف دموکراسی و مردم سالاری از پاکستان و لبنان و فلسطین  

۵-ترویج دیکتاتوری توسط رئیس جمهور آمریکا

۶- به حاشیه رانده شدن متفکرین مسلمان در کشورهای عراق و بسیاری از کشورهای اسلامی و ترور تفکرات اسلامی به هر نحو

۷-جایگزینی حقوق حیوان و درخت به جای حقوق انسان

۸- از این به بعد می توانند به جای کودکان مظلوم در فلسطین فضاهای طبیعی و سر سبز دید که در کنار هر درختش یک کودک آرامیده است

۹- خدایا خودت می دانی این خلیفه ات چه می کند معاویه ها در عراق فلسطین لبنان افغانستان به اسم اسلام چگونه نسل مسلمانان را از بین می برند

بسمه تعالی

خستگی مفرد

امروز همه بچه ها در مدرسه حاضر بودند به غیر از چند نفر

با منزل ایشان تماس گرفتم گفتند تلویزيون گفته ساعت ۹صبح مدرسه شروع می شود

بعد از ۹تمام تچه ها به غیر از یک نفرشان در مدرسه حاضر بودند

-برنامه امتحانات باقی مانده را نوشتیم

دوشنبه قرآن  سه شنبه جغرافي جهارشنبه دفاعي بنج شنبه عربي

و بعد برنامه خودرو ۴ماهه را تدوین کردم

و نمرات درس علوم را وارد رایانه کردم

آقایان حسینی و مختاری آمدند از کلاس دوم و سوم بازدید کردند و آقای حسینی برنامه سالانه را از من خواست

 هیچ ایرادی نگرفت

و بعد برنامه بازدید از کلاس را نشان ایشان دادم من فرم خود ارزیابی را ارائه کردم

 در صورتی که همین نوع خود ارزیابی را در مدرسه غیر انتفاعی مورد تقدیر قرار داده بود

 ولی در مدرسه ما چند ایراد بر آن وارد کرد

و بعد تغذیه دانش آموزان را بینشان تقسیم کردیم

در کل بازدید آقای حسینی منفی گرایانه بود تا نگرش و برداشت مثبت

 از فعالیتهای انجام شده

در این چند سال در بازدیدها دو نفر رادیده ام که در بازدید مثبت نگر و دیدی

پرورش دهنده و بسوی تحول داشته اند

۱- آقای افشار معلم راهنمای چند سال پیش

۲- خانم جشنانی کارشناس روان شناسی و مشاوره وزارت آموزش و پرورش

 و همچنین آقایان کریمی و کرمی کارشناسان گروهها ی سازمان آموزش وپرورش استان مرکزی

برخورد بازدید کننده و دیدگاه ایشان در پرورش خلاقیت و نو آوری در آموزشگاه

می تواند نقش بسزا و ارزنده ای داشته باشد

جغرافی

چهارشنبه دفاعی

پنجشنبه عربی

هفته جدید

از ۱۶دی به علت کم شدن فشار گاز و سرما و یخبندان

مدارس به مدت ۲هفته به صورت تعطیل در امد (به غیر از ۲روز هفته گذشته)

امروز امتحانات دانش آموزان عقب افتاده

بچه ها باید با خستگی به مدرسه بیایند و معلمها هم همینطور

چطور می شود جلو این افت را گرفت و

 چطور می شود راهی پیداکرد تا این اتفاقات کمتر تکرار شود

۲ماه دیگه هم عید می شود با ۲۰روز تعطیلات

امسال روی هم ۳۵روز تعطیلات عادی خواهیم داشت آیا بهتر نیست

 شورای سیاست گذاری آموزش و پرورش راهی بیابد تا این تعطیلات

در بین سال تقسیم شود تا هم خستگی کمتر شود و هم جلوی افت تحصیلی گرفته شود

فردای عاشورا

یک روز از عاشورا گذشت

اسرا به سمت شام حرکت داده شدند

ایشان در شام به عنوان خارج شدگان و کفار معرفی شده بودند

۰

۰

۰

امروز با این همه امکانات رسانه های جمعی به راحتی تحریفات زیادی بر اطلاعات روز در تمام دنیا انجام می دهند آری در آن روزگار مطمئنا با نداشتن اولین امکانات ارتباطی باید هم مردم شام اطلاعاتی ناقص داشته باشند

ولی پیام رسانی به موقع زینب کار خود را می کند

یزید را وادار به معذرت خواهی می کند

اگر امکانات رسانه ای امروز در گذشته بود ؟

آیا شامیان یاران امام می شدند

آیا از شیعیان کوفه جلوتر نبودند

 

کویر سوزان و مرد تنها

حاکمیت در صحرا بدست رئیس قبیله بود

رئیس قبیله رنگ سکه های طلا و برق شمشیر را احساس کرده بود

می دانست حق باکی است

ولی اعتقاد و یقین نداشت

شاید باید گفت آینده نگر نبود در محاسبات نقد را می دید

نه آینده

رنگ سکه ها و تیزی شمشیر

قبیله را تسلیم کرد

امیر جدید از طرف قبایل به رسمیت شناخته شد

جز یک تن

از قبیله گذشته

دیگر قبیله قریش برایش معنا نداشت

فقط اسلام را می دید

خانواده خود را جمع کرد

تا راهی دیاری جدید شود

در دیار جدید چند رئیس قبیله شجاع پیدا می شد

این چند نفر قبل از رسیدنش از لب تیغ گذشتند

مردم احساس کردند می توانند سکه هایی را از

مهمان دعوت شده خویش بگیرند

همه می دانستند با اسلام طرف هستند

ولی رنگ وبوی سکه زیبا تر بود

در مقابل پرچم اسلام ایستادند

هر چند نمی توانستند نور را ببینند

ولی سعی کردند منبع نور را خاموش کنند

به بهانه بدست آوردن سکه

بر سر نور ریختند

منبع نور را از بین بردند

به چادرها حمله کردند

از هیچ نگذشتند

و بعد از دزدی و کشتن و غارت

چادرها را به آتش کشیدند

زنها و بچه ها را با زنجیر به اسارت بردند

می دانشتند این خانواده اسیر همان مهمان دعوتی خودشان است

آری بزرگترین و عظیم ترین مهمان کشی را به راه انداختند

صداقت را کشتند

رهبر را کشتند

خانواده و مشاوران و نزدیکترین یاور رهبر زمانشان را از بین بردند

این بود دعوت سکه اندوزان و دل در گرو پول دیدگان

پول و ثروت و ترس و جهل

شمشیرهایی تیز شد بر سر

علم و صداقت و یقین و اسلام

حسین در این راه کشته شد

ولی ایشان هم به پول نرسیدند

خواری و ذلت سالها در این دیار ادامه یافت

بعد از هزار و چهارصد سال هنوز

خفت و خواری این دیار را رها نمی کند

هنوز اجداد مهمان کششان این دیار نفرین شده را رها نمی کند

در این دیار نفرین شده قبرهای مهمان عزیز و یارانش

و توبه ها و گریه های مهمان کشان هنوز ادامه دارد

خدایا به ما شجاعتی بده در هر زمان حسین گونه فکر کنیم

حسین گونه زندگی کنیم

و حسین گونه کشته شویم

یا حسین

یا حسین

یا حسن

قهرمانان ملی خمین

سوم راهنمایی یا اول دبیرستان بودم که

 گفتند خمین منتظر ورود قهرمانان پیروز و سر افراز خود است

 و مردم در میدان مدرس جمع شوند وقتی به میدان مدرس رسیدیم

دیدیم قهرمانان خمین در کنار و دو طرف خیابان در اطاقک های چوبی

 با آرامشی وصف ناشدنی نظاره گر مردم خمین هستند

آنروز را من هر گز فراموش نمی کنم دور هر قهرمانی

 تعدادی افراد از اعضای خانواده /دوستان/و علاقه مندان

را فراگرفته بود تقریبا تمام مردم خمین

 از شهر و روستا در این میدان جمع شده بودند

 من با افتخار به قهرمانان می نگریستم و رفتم و چهل نفرشان را از نزدیک نگاه کردم

 بعد در ساعت خاصی یکباره تمام مردم با صدای پیروز مندانه ای

 قهرمانان را بالای دستهای خویش بلند کردند

 ریشه شروع به رشد کردن کرد

مانند در خت تنومندی شد کل خیابان اصلی خمین را می پیمود

 در بین راه مسیر هر قهرمان جدا می شد

و به سمت زادگاه و موطن خویش حرکت می کرد

 و درخت تنومند شاخه های متعددی از خود به وجود آورد

 آری آنروز این درخت چهل شاخه داد و در روی هر شاخه آن

یک گل قرار گرفته بود آنروز یکی از بزرگترین روزهای خمین در تاریخ خمین است

 که تا کنون ندیده ام تاریخ نگاران خمین یادی از آنروز کرده باشند

ولی در ذهن مردم خمین روز قهرمانانش هرگز فراموش نمی شود

امیدوارم روزی روز قهرمانان خمین با افتخار و با زیبایی برای فرزندان خمین ثبت شود