کارگاه رایانه ارشاد

بعضی جلسات دانش آموزان راهنمایی ارشاد را به کارگاه رایانه می بریم و ایشان با نرم افزار ریاضی کار می کنند

در ذیل چند عکس و یک فیلم کوتاه از این کارگاه آورده می شود

کارگاه رایانه ارشاد خمین زنگ درس ریاضی

کلاس ریاضی کارگاه ارشاد

فیلم کارگاه رایانه ارشاد

بقیه عکسها را در ادامه مطالب ببینید

ادامه نوشته

ادرس جدید من در پرشین بلاگ

دوستان عزیز وبلاگ خصوصی من در پرشین بلاگ به ادرس ذیل می باشد

 

خاطرات سید محسن رضائی

http://mohsenr1350.persianblog.ir/

کارگاه رایانه مدرسه ارشاد

امروز دانش آموزان مدرسه ارشاد به کارگاه رایانه رفتند و زنگ اول تا پایان زنگ سوم من در کارگاه بودم و دانش آموزان به کارگاه می آمدند و در کارگاه با تخته سیاه هر جا توضیح اضافی لازم بود توضیح می دادم و بقیه درس را بچه ها با کمک نرم افزار ریاضی با کامپیوتر تمرین میکردند

چند نکته جالب

۱-دانش آموزان تقریبا به صورت داوطلبانه گروهی را پذیرفته بودند و در یک گروه مشغول تمرین کردن بودند

۲- دانش آموزان عضو هر گروه از نظر شغل والدین با هم تشابهاتی داشتند

مثلا کار اولیای دانش آموزان در یک گروه همه والدین کارگر بودند

یا در گروه دیگری فرزندان کشاورز بودندو

یا در گروه دیگر اولیا دانش آموان بنا بود

و یا در گروه دیگری اولیا دانش آموزان کارمند و معلم بودند

البته این نشان تشابهات زندگی خانوادگی بچه ها نسبت به شغل اولیا ایشان است

اتفاق جالب دیگر :

هفته قبل از جلو دو دانش آموز رد شدم  عمدا و یا سهوا متوجه من نشدند و به ایشان سلام کردم

امروز قبل از ورود من به راهرو مدرسه دیدم دو دانش آموز یاد شده در حیاط مانده اند وبه کلاس نرفته اند گفتند مانده ایم شما بیائید و به شما سلام کنیم ؟

در هر صورت کلاس رفتن زیبایی های خود را دارد که در هر مدرسه

 خاطرات زیبایی برایم به ارمغان می آورد

در مدیریت مدرسه به خاطر مسائل مدیریتی فاصله زیادی با دانش آموزان داشتم

 ولی الان که مسئولیتی ندارم دانش آموزان با من صمیمیت بیشتری دارند

البته دانش آموز برایش موقعیت شغلی معلم یا مدیر مهم نیست بلکه شخصیت و اخلاق  دبیر می باشد که برای دانش آموز ان مهم است

هنوز بعد از چند سال بعضی از دبیرانمان برایمان مهمتر و ارزشمند تر از مدیر وقت آموزش و پرورش می باشند

به قول یکی از دوستان در آموزش و پرورش یا دبیری یا وزیری ؟؟؟  

برف زمستانی در مدرسه خلیل آباد

امروز به همرا اقایان حسینی دبیر زبان  محسنی دبیر عربی و

شریفی مدیر آموزشگاه و خودم جهت برگزاری آخرین امتحان نیمسال اول

به مدرسه خلیل آباد رفتیم که بعد از امتحان در برف بچه ها بازی م کردند که

در زیر می بینید

دانش آموزان اول راهنمایی در حال ساختن آدم برفی

جلسه امتحان دی ۱۳۸۹مدرسه راهنمایی خلیل آباد

جلسه امتحان دی 1389مدرسه خلیل آباد

فضای اطراف جاده روستای خلیل آباد

عکسی از بین راه خلیل آباد

کلاس درس روش علمی یا روش حل مسئله جمعه پیش پژوهشگاه معلم خمین

استاد عابدی ازاراک

کلاس حل مسئله جمعه پیش در پژوهشگاه معلم خمین با تدریس آقای عابدی از اراک

جشنواره الگوههای برتر تدریس

چند روزی سخت مشغول گرد آوری اطلاعات و تدوین برنامه و نرم افزار

جهت شرکت در جشنواره الگوههای برتر تدریس ریاضیات بودم که امروز این نرم افزار را تحویل آقای حیات غیبی دادم

یک نمونه عکس این طرح را در اینجا می آورم

عکسهایی از مدرسه شهدای محراب و عطار در سال جاری

شروع سال تحصیلی در مدرسه شهدای محراب خلیل آباد

شریفی مدیر آموزشگاه

عکسی از درختان حیاط آموزشگاه شهدای محراب

گوشه حیاط مدرسه شهدای محراب

انتخابات شورای دانش آموزی در سال تحصیلی جاری در شهدای محراب

تدریس ریاضیات و امتحانات

کلاس دو پایه یک دانش آموز دوم راهنمایی و یک دانش آموز اول راهنمایی در حال حل تمرینهای کتاب درسی ریاضیات هستند

دانش آموزان چهارم و پنجم ابتدایی بعد از تعطیل شدن از مدرسه جهت خواندن نماز جماعت به آموزشگاه باز گشته اند

خنده های کودکانه درس حرفه و فن در آرشیوعکسهای آموزشگاه

 

 

 

 

 

 

 

 

شروع امتحانات

امروز اولین روزامتحانات داخلی نیمسال اول بود که در مدرسه راهنمایی

 شهدای محراب خلیل آباد برگزار شد و

 فردا چهارشنبه مدرسه راهنمایی عطار امتحان ریاضی دارند و

 روز شنبه هم امتحانات مدرسه راهنمایی ارشاد می باشد

فیلم کوتاهی از بازی بچه ها در برف سال گذشته

بازی بچه ها در برف سال گذشته

برای دیدن فیلم لطفا کلیک کنید

عصر عاشورا

عصر عاشورا

عصر عاشورا

اسبهایی بر روی تنه رهبر مسلمانان می تازند

چادرها به آتش کشیده می شود

مسلمانان مجاهد؟؟ به هدف خود رسیده اند ؟؟؟

آری جهاد در راه خدا جواب داده

اینبار جهاد با بی خبری

جهاد با جهل

جهاد با طلاهای زرین

آری کوفیان اصل دین را به جهاد فراخوانده اند

کوفیان در خیال خود کفار را کشته اند

و در ذهن کوچک خویش با خارجیان جنگیده اند

خارج شدگان را سر بریده و زنانشان را اسیر کرده اند

کوفیان با خارج شدگان از کدام دین جنگیده اند

کوفیان اصل دین را از بین برده اند

و دین جهل و تحجر و ریا را در خود پرورش داده اند

آینده ریا و جهل چیزی جز کوفیان نمی سازد

آینده زرهای رنگین بنی امیه سرخی خون حسین است

آینده دین بی تعقل و تفکر شیعیان کوفه است ؟

آری علم در نینوا با جهل و ریا جنگید

عدد علم بیش از هفتاد نبود

ولی عدد جهل بی شمار

۷۲ظاهرا ناپدید شد

بی شماری جهل و ریا و تحجر بر روی اجساد علم و دین تعقل پایه کوبی کرد

سر دین تعقل را بر سر نیزه کردند

شهر به شهر گرداندند

از کوفه گذشتند و به شام رسیدند

آری حسین آخرین خلیفه خدا بر روی زمین بود

بعد از حسین دیگر فرصتی برای خلیفه الهی بندگان عبد خدا پیش نیامد

فرزندان حسین یکی یکی بدست خلفای جهل و ریا جانشان را نثار کردند

تا آخرین یاد و آخرین فرزند خون خدا که پنهان شد

ایا امروز ما توانایی تحمل فرزند خون خدا را داریم

آیا هنوز ما دیدگاه اهل کوفه را داریم یا نه

اگر اهل کوفه نیستیم پس چرا خلیفه خدا بر روی زمین ظاهر نمی شود

 

82روز از اول مهر گذشت

۸۲روز از شروع سال تحصیلی جدید گذشته است ؟

در این ۸۲روز من در مدارس عطار و شهدای محراب و خانه ریاضیات و ارشاد مشغول به تدریس راضیات بوده ام

هر چند قبل از این فکر میکردم با رفتن مجدد به کلاس درس زیاد خسته خواهم شد ولی کلاس درس برایم مثل قبل از رفتن به مدیریت خسته کننده نیست

در دو هفته گذشته با مهدی به کلاس ضمن خدمت غنی سازی ریاضی دوم راهنمایی در مرکز تربیت معلم اراک رفتیم

و مجددا به گروه ریاضی برگشتم و با دوستان جدیدی که در استان در گروه ریاضی پیدا کردم مثل آقای محمد حیدری سرگروه ریاضی استان و دیدن یکی از همکلاسهای دوره تربیت معلم به نام آقای منشوری

خاطرات زیادی از دوره تربیت معلم برایم زنده شد

همکاران و خودم گرفته شده از سایت مهدی حیدری

همکاران در جلسه ضمن خدمت ریاضی   برگرفته از سایت مهدی حیدری

امروز درمدرسه عطار مسابقه مسیر دانایی برگزار شد سئوالات نسبتا ساده بودند و از ۲۰سئوال تنها ۵سئوال مشکلتر از سئوالات کتاب درسی بودند

در مدرسه ارشاد در هفته اول دانش آموزانی که رایانه داشتند شناسایی نمودم و تا الان تعداد ۵۰عدد سی دی نرم افزار ریاضی دوم و سوم راهنمایی تکثیر و در اختیار دانش آموزان قرارداده ام

البته نزدیک ۱۲۰عدد سی دی فیلم و نرم افزار ریاضی هم جهت مدارس عطار و شهدای محراب تکثیر و در اختیار دانش آموزان قرار داده ام و به مرور و در جلسات کلاسی و همچنین در کلاسهای آموزش خانواده دانش آموزان را به روی آوردن به نرم افزار آموزشی و فیلم آموزشی در درس ریاضیات و سایر دروس ترغیب می کنم

البته هدف من این است که هر دانش آموزی با توجه به توانایی خانواده بتواند از نرم افزار یا فیلم آموزشی استفاده نماید و به این طریق با راهنمایی های معلم همیشه به نوعی معلم را در کنار خود داشته باشد

تسلیت به مناسبت شهادت یک استاد

امروز ۷۰میلیون ایرانی برای دومین بار خبر ترور علمی شنیدند سال قبل شهادت دکتر علی محمدی و امسال هم شهید دکتر یا بهتر بگویم پروفسور شهریاری

عکس دکتر شهید شهریاری 

برای ساختن یک دانشمند ارزشمند نزدیک ۴۰یا ۵۰سال طول می کشد تا فردی علمی و نخبه ساخته شود و جوانی نادان و ابله در یک لحظه این سرمایه ملی را نابود می نماید چرا ؟

واقعا امروز ۷۱میلیون ایرانی خبری تاسف بار را شنیدند و از این که آدم کشانی به خاطر پول و یا به هر دلیل دیگری دست به خونریزی بزنند و سرمایه های اصلی کشور را که خیلی با ارزش تر از نفت و منابع طبیعی هستند به نام سرمایه انسانی را به این راحتی از بین ببرند

اینجانب به عنوان یک معلم کوچک شهادت این معلم و دانشمند بزرگ کشورمان را به همه استادان و معلمین و دانشجویان و دانش آموزان تسلیت عرض می نمایم

هر چند جبران از دست دادن این سرمایه عظیم تقریبا غیر ممکن است ولی امیدوارم در حفظ و حراست از سایر نیروهای عظیم انسانی در کشورمان کوشا باشیم تا بار دیگر این اتفاقات نیافتد

فیلم آموزش ریاضی

۲سری فیلمهای ریاضی راهنمایی از بازار تهیه کردم و با دیدن فیلمها یکسری را برای تکثیر و در اختیار دانش آموزان قرار دادن در نظر گرفتم

هر فیلم آموزشی شامل ۷یا ۸عدد سی دی برای هر کلاس می شد

برای کلاس اول و دوم تا دو سی دی تدریس شده بود

از دانش آموزان آمار گیری کردم تعداد بسیاری دستگاه پخش سی دی داشتند و تعداد معدودی رایانه داشتند

پس تکثیر فیلم آموزشی را انتخاب نمودم

برای هر دانش آموز دو عدد سی دی آموزشی تکثیر و در اختیار ایشان قرار دادم

بعداز دیدن فیلم در مدرسه توسط دانش آموزان یکی از دانش آموزان گفت خسته کننده هستند

و خودم هم متوجه شدم یک فیلم به صورت یکنواخت چند درس را که شامل کاردر کلاس تمرین و مثال کامل درس می باشد در حدود یکساعت شامل می شود

بنابر این تصمیم گرفتم با کمک نر افزار برای دفعه بعد فیلمها را به چند ترک ۱۰یا ۲۰دقیقه ای تقسیم کنم

هر چند نرم افزار آموزشی حرف بهتری به عنوان یک برنامه آموزشی نیمه هوشمند می زند ولی در روستا هنوز استفاده از سی دی رایج تر است

البته نتایج کار را به مرور در این وبلاگ می نویسم

هیچ میدانید با آمار فعلی 700سال طول میکشد تمام ایرانی ها به حج بروند

امار زیر شاید برای بسیاری از ایرانی ها و مسلمانان مومن کمی سخت باشد ولی باید بعضی نتوانستنها را قبول کرد

آمار مسلماننان جان ۱.۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰نفر

آمار کسانی که به حج واجب در یکسال می روند ۲.۵۰۰.۰۰۰

امکان رفتن به حج تمام مسلمانان در حدود ۶۰۰سال طول می کشد تا تمام مسلمانان جهان به حج

بروند در صورتی که عمر مفید جهت حج رفتن بیش از ۵۰سال نیست یعنی در ۵۰سال تنها۱۲۵میلیون نفر می توانند به حج بروند

و بیش از یک میلیاردو سیصد و هفتادو پنج میلیون مسلمان تا آخر عمر اصلا امکان ندارند بتوانند به حج بروند

آمار حجاج ایرانی

از ایران سالانه ۱۰۰هزار نفر به حج می روند با سهمیه فعلی کل ایرانی های مسلمان حدودا ۷۰۰سال طول می کشد کل ایرانی ها بتوانند به حج بروند و در ۵۰سال تنها ۵میلیون ایرانی به حج می روند

و عملا ۶۵میلیون ایرانی تا آخر عمر امکان ندارد بتوانند به حج واجب بروند

خوب پس با ظرفیت فعلی عملا این واجب کفایی از ۹۲درصد ایرانی ها ومسلمانان ساقط است پس باید در حج جهت رشد آمار فکری کرد و برنامه ای جهت استفاده کلیه مسلمانان از مسافرت به حج داشته باشیم

این آمار را من با مقایسه آمار و اطلاعات اخبار رسانه ها تخمین زده ام امیدوارم راهی برای رفتن بیشتر مسلمانان به حج باز شود

یا حق التماس دعا

تاریخ سه بعدی خمین در یک مدرسه روستایی   Khomein on next Tuesday in a rural school   

امروز صبح تصمیم گرفتم برای انجام کاری به اراک بروم قبل از رفتن به اراک در بین راه سری به مدرسه صداقت ورچه به آقای محمدی زدم تا از طرح های آبیاری بارانی و سایر طرح های ایشان در آموزشگاه ورچه بازدیدی داشته باشم

بعد از دیدار اولیه سری به کلاسهای کارگاهی ایشان زدم و از آبیاری قطره ای ایشان بازدید نمودم و با هم در باره تایمر کردن و روش آبیاری در تابستان با خط تلفن یا تایمر صحبت نمودیم و

-بعد سری به کتابخانه زدم در آخر که تصمیم داشتم برگردم رفتیم به موزه مدرسه یا بهتر بگویم

 تاریخ سه بعدی خمین در مدرسه زدیم اقای محمدی کارهای زیبایی از دست ساخته ها را در زمانهای مختلف گرد آوری کرده بود البته به علت نداشتن جا کمی درهم بودند ولی وقتی با هم صحبت کردیم به این نتیجه رسیدیم با نظم دادن و ترتیب کارها می شود سالن بزرگی را از این کارها پر نمود و .....

کار بعدی ایشان قسمتی از دست ساخته های دانش آموزان در زمینه جغرافیا بود که انصافا کارهای جالبی بودند و به علت خراب بودن گوشی موبایلم نتوانستم تصاویری از فعالیتهای این مدیر خوش فکر تهیه کنم

اینشاله در هفته های بعد تصاویر زیبایی از فعالیتهای علمی آقای محمدی در این وبلاگ به نمایش خواهم گذاشت

البته هدیه آقای ناصری فرد محققق بزرگ خمینی در زمینه سنگ نگاره ها ی ایران را که آخرین کتاب ایشان با عنوان سنگ نگاره های ایران که بیشتر از ۵۰۰صفحه با چاپی بسیار زیبا و بسیار کاری دقیق و علمی تهیه شده بود را از ایشان به رسم امانت  گرفتم تا مطالعه نمایم

بعد از دو ساعت بازدید فعالیتهای آقای محمدی با احساس لذتی فراوان از مسافرت کوتاه و جذاب به یک مدرسه پویای روستای از رفتن به اراک منصرف شدم و به خمین برگشتم

Claim to the English translation of the contents read more

ادامه نوشته

کمی خصوصی تر  سوم آبان1389               Third more private little Persian date Aban 1389

حالا که وبلاگ از وبلاگ مدرسه عطار تبدیل به خاطرات من شده باید یادی از یکروز به یاد ماندنی در طول زندگی خودم بکنم

روز سوم آبان برای من روز خاصی است و وقتی یاد این روز می افتم یاد پدرم میام که هیچ وقت این روز را فراموش نمی کرد

در واقع روز تحول برای من سوم آبانه و تغییر سال برای من از سوم آبان شروع می شود و هر سوم آبانی یادم میآید که یک سال دیگر هم گذشت

در هر صورت امسال روز سوم آبان من در هیچ مدرسه ای نیستم و در خانه هستم 

البته روز دوم آبان هم هر چند یک روزمانده به سوم آبان ولی بر عکس شیرینی سوم آبان روزی تلخ

برای من است در دوم آبان ۱۳۷۶بزرگترین دایی من که دبیر دینی عربی بود و نزدیک ۱۰سال در مدرسه عطار گوشه محمد مالک دینی و عربی تدریس میکرد برای همیشه ما را ترک نمود

جا دارد یاد علی محمودی دبیر سابق مدرسه عطار و دایی بسیار دلسوزم را گرامی بداریم و از خداوند برای ایشان آرزوی علو درجات بنمائیم یادش برای همیشه در قلب ما جا دارد و چون روز وداعش یک روز قبل از سوم آبان است هرگز این روز را فراموش نمی کنم  خدایش بیامرزدش

                                                                      یا حق

English translation Bhzban material content read more

ادامه نوشته

مروری تصویری بر 8سال مدیریت آموزشگاه   Video review of eight years of school management

سال ۱۳۸۲

اولین نشریه آی تی با کمک حیدری و عبادی

( (۳نفری این نشریه را نوشته و به آموزشگاه ها ارسال می کردیم )

ETA's first magazine with Heidari and Ebadi

 
(3 people have written in this publication and institutions we send)

 

طرح کلاس الگو در سال ۱۳۸۴مدرسه جانبازان

Class template design school in 1384 veterans

اولین وبلاگ جانبازان بهمن ۱۳۸۲

The first Persian date Bahman 1382 Veterans Blog

نمایشگاه دائمی کارهای دستی دانش آموزان مدرسه جانبازان سال ۱۳۸۳

Permanent exhibition of handicrafts school veterans 1383

شورای آی تی دانش آموزی در مدرسه جانبازان ۱۳۸۵

ETA student council at school, 1385 Veterans

کارگاه آی تی و آموزش رایانه در مدرسه جانبازان ۱۳۸۳الی ۱۳۸۶

اولین مدرسه راهنمایی مجهز به سیستم رایانه و فعال در زمینه آی تی با آموزش نرم افزارهای شبکه وبا آموزش به سه گروه دانش آموزی همکار و اولیا و حتی سر گروههای آموزشی مقطع راهنمایی

ETA workshops and computer training school in 1383 to 1,386 veterans

The first school is equipped with computer systems and active in the field of education software ETA cholera network training student peer groups and parent education groups and even secondary school heads

آموزش رایانه 1383تا 1386در کارگاه آی تی مدرسه جانبازان

 

سال ۱۳۸۵مراسم محرم و عزاداری در مدرسه جانبازان

1385 Muharram mourning ceremonies at the school veterans

 

آموزش زبان انگلیسی با استفاده از تمام امکانات کلاس درس توسط حمید عباسی ۱۳۸۵مدرسه جانبازان

English language training using all the features classroom school in 1385 by veteran Hamid Abbasi

 

درختکاری با کمک معلم ورزش علی اکبر شریفی ۱۳۸۵جانبازان

Tree planting with the help of sports teacher Ali Akbar Sharifi, 1385 Veterans

 

مراسم جشن مدرسه جانبازان ۱۳۸۵

1385 veterans celebration at school

 

سخنرانی دبیران و همکاران سر صف به مناسبتهای مختلف در مدرسه جانبازان عکس ذیل آقای هرمز دبیر ادبیات فارسی در سال ۱۳۸۵می باشد

Lecture head teachers and colleagues at the school ranks various occasions following photos veterans Secretary Mr. Hormuz Persian Literature in 1385 is

 

 

دادن جوایز به دانش آموزان سر صف توسط دبیران ۱۳۸۵

Giving awards to students by teachers in the queue head 1385

 

 اردوی اصفهان ۱۳۸۷مدرسه عطار همراه با دبیر دینی عربی قران اقای نصیری

Army School of Isfahan in 1387 with the secretary Attar Mr. Nassir religious Arabic Quran

 

 

نمایشگاه دائمی صنایع دستی دانش آموزان عطار ۱۳۸۷

Permanent exhibition of handicrafts students Attar 1387

 

اردوی اطراف آموزشگاه با آشپزی دانش آموزان سال ۱۳۸۷مدرسه عطار

Schools around the camp in 1387 with the culinary school students Attar

 

 

روز معلم در قلمهای اطراف روستای گوشه محمد مالک با تعدادی از همکاران مدرسه عطار ۱۳۸۷

Teacher's Day fonts around the corner of the village with a number of colleagues owner Mohammed Attar School 1387

 

انتخابات شورای دانش آموزی مدرسه عطار ۱۳۸۷

Attar school student council elections 1387

 

کلاس درس هنر آقای خانی مدرسه عطار ۱۳۸۷

Mr. Khani school art class in 1387 Attar

شرکت در مسابقات طراحی و نقاشی مدرسه عطار 1388

 

کاشت شبدر توسط دبیر حرفه و فن( آقای حسن مهاجری ) در مدرسه عطار ۱۳۸۷

Planting clover by professional and technical secretary (Mr. Hassan immigrant) at the school in 1387 Attar

 

کلاس علوم آقای اسماعیل  بابایی در فضای اطراف مدرسه عطار ۱۳۸۹بهار

Science class, Mr. Ismail Babai space around the school in spring 1389 Attar

 

اردوی کاشان مدیران مقطع راهنمایی بهار ۱۳۸۹

Kashan camp spring 1389 secondary school administrators

.

 

 

جشنها و سایراتفاقات مدرسه عطار ۸۶تا ۸۹

Celebrations and School Sayratfaqat Attar 86 to 89

دهه فجر 86مدرسه عطار

برف زمستانی عطار 1387

چهارشنبه و کلاس ریاضی دوپایه           Math class Wednesday and bipod  

صبح با آقای نوروزی (دبیر ادبیات)رفتیم گوشه

زنگ اول با کلاس اول و دوم کلاس داشتم

کلاس اول راهنمایی می خواستم تدریس کنم و کلاس دوم می خواستم تمرین حل کنم به پیشنهاد دانش آموزان اول رفتند توی یک کلاس خالی و دوم هم کلاس خودشان ماندند

جالب بود قسمتی از درس مقسوم علیه را کلاس اول درس می دادم و تا بچه ها شروع به حل مثال

می کردند سریع می رفتم کلاس دوم  کلاس دوم چند تمرین جمع اعداد صحیح حل می کردند و کنترل می کردم و نمره ایشان را می دادم

 دوباره سریع می رفتم کلاس اول در بین کلاس اول و دوم حسابی در رفت و آمد بودم تا بالخره هم قسمتی از تمرینهای کلاس دوم پاسخ داده شد و هم کل ب م م برای کلاس اول تدریس شد و تقریبا با ۲ساعت کار عملا ۴ساعت کار دو کلاسی انجام شد و خستگی همان یک کلاس را هم داشت حالا باید ببینم تا آخر سال می توانم مثل توپ از این کلاس به آن کلاس بپرم یا نه ولی فکر کنم در کلاس دو پایه ورزشکار خوبی هم بشویم

در زنگ دوم کمی کمک آقای میرزایی مدیر آموزشگاه کردم و لیست دانش آموزان راهنمایی و ابتدایی را جهت بیمه حوادث تکمیل نمودم و دو زنگ سوم را رفتم کلاس سوم و تمرینهای جذر و مسائل آنرا با کمک دانش آموزان حل کردیم

زنگ تفریح یکی از دانش آموزان کلاس دوم ترشی غوره خوش مزه ای آورده بود که ازش پرسیدم گفت خودم درست کرده ام واقعا ترشی این دانش آموز خوش مزه بود

بعد با آقای بابایی دبیر علوم تجربی بازگشتیم و ایشان زحمت کشید و من را تا سر خیابانمان رساند

English translation of the above subjects read more content

ادامه نوشته

شنبه در مدرسه خلیل آباد                      Saturday School Khalil Abad

در مدرسه خلیل آباد برنامه روزانه به قرار ذیل است

۱-هر سه هفته یکبار نوبت یکی از همکاران است که ماشین بیاورد

و کسی که نوبت ماشینش است باید صبحانه هم با خودش بیاورد و زنگ تفریح اول موظف است برنامه چای و صبحانه را ترتیب دهد

۲-روزهای شنبه دانش آموزان درس پرورشی با آقای هاشمی و

درس ورزش با آقای بیابانگرد (سعدی پور )و مدیر آموزشگاه آقای شریفی در مدرسه هستند و ریاضیات را که خودم تدریس می نمایم

و دروس روز شنبه به غیر از ریاضی دروسی نسبتا سبک هستند

۳-امروز کلاس سوم تا پایان جذر تدریس نمودم و فراگیری دانش آموزان نسبتا خوب بود و از روش حل مثال همراه تدریس و حل تمرین همزمان با تدریس توسط دانش آموز استفاده می کنم که با فعال بودن دانش آموز در حین تدریس فراگیری بالایی دارند

کلاس دوم امروز تمرینهای جمع و تفریق اعداد صحیح را حل کردیم و کلاس اول هم بزرگترین مقسوم علیه دو عدد یا همان ب م م

در کل روز ی شاد داشتیم و در بین راه برگشت هم کلی با همکاران مزاح و صحبت می کنیم و خستگی ۳۰کیلومتر راه فراموش می شود وزیبایی های مسیر هم غم و غصه را از آدم دور می کند

جالب است امروز یک از دانش آموزان برجک اصرار داشت روز پنجشنبه ناهار به خانه ایشان بروم و من گفتم فعلا نمی توانم ولی خوب دانش آموزان برجک هنوز هم محبت قبل را دارا هستند

English translation of the above subjects read more content

ادامه نوشته

تدریس ریاضیات               Teaching Mathematics

کلاس اول راهنمایی عطار ۴نفر هستند که با کلاس دوم راهنمایی در یک کلاس هستند و همزمان باید تدریس دو کلاس را انجام داد

تخته را به دو قسمت تقسیم می کنیم و نصف تخته برای پاسخ به سئوالات اول و نصف برای پاسخ سئوالات دوم

و در هر جلسه باید دو درس داده شود و در دو ساعت به اندازه ۴ساعت تمرین حل شود

کلاس سوم ۸نفر هستند که تا نصف جذر درس خوانده اند و دانش آموزان خلیل آباد کلاس اول تا انتهای رسم نمودار مقسوم علیه یک عدد و دوم تا ص۲۷و کلاس سوم هم نصف جذر

دانش آموزان نسبتا از ریاضی در هر دو مدرسه ضعیف هستند و نیاز به کار زیادی دارند

جالب است امروز وقتی از یکی از دانش آموزان اول راهنمایی تقسیم ۸ بر ۲ را پرسیدم نتوانست جواب بدهد حالا چطور با این پایه ضعیف که باید از دوم ابتدایی مرور شود چطور میتوان ریاضیات راهنمایی را به این دانش آموز تدریس کرد و فهماند

در زیر عکس قسمتی از فعالیتها من در سال گذشته است البته کار عکس نیمه تمام بوده

 

دیوار آشپزخانه در حال کار ام دی اف (اجرا توسط خودم )

English translation of the above subjects read more content

ادامه نوشته

سه شنبه 20مهر 89               Tuesday Persian month Mehr 89 20

۲۰روز از مهر گذشت

یعنی نزدیک به سه هفته از سال تحصیلی جدید گذشته است و نزدیک به ۱۳میلیون دانش آموز و یک میلیون معلم و همکار عزیز در سر تاسر ایران در کلاس درس حاضر شده اند و حداقل ۱۵صفحه از کتب درسی در تمام مقاطع تدریس شده است و کلی تذکر و خطابه سر صفها گفته شده است

و کلاس بندی ها صورت گرفته و چه خنده ها و گریه هایی که رد و بدل شده است و چه خاطرات تلخ و شیرینی که در همین ۱۵روز برای تمام عمر دانش اموزان ساخته شده است

دیروز که دخترم از مدرسه آمد تا الان چند بار تکرار کرده که دوست همکلاسی اش دیروز خون دماغ شده و از دهانش هم اتفاقی خون آمده است و نگرانی خودش را هم به ما انتقال داده است طوری که ما را دارد وادار میکند برویم مدرسه و جویای حال دوستش در سوم ابتدایی شاهد شویم

جالب است که انسان برای کسی که تا حالا ندیده احساس نگرانی میکند ولی خوب امیدوارم مسئله خاصی نباشد و ّّهمکلاسی دخترم بزودی حالش خوب شود و او هم از نگرانی در بیاید

امروزباید سری به شهرداری بزنم و اگر رسیدم شاید هم رفتم اراک درباره بی عدالتی ها در آموزش و پرورش خمین با مدیر کل محترم اگر وقت ملاقات بدهند صحبت نمایم و اگر هم وقت ملاقات ندادند که باید برگردم و برنامه های شخصی خودم را در خانه ادامه بدهم

راستی یک ایمیل از یک همشهری در استرالیا دریافت نمودم که با دیدن عکسهای آموزشگاه خاطرات مدرسه اش برایش تداعی شده بود

امیدوارم که این وبلاگ برای خودم و کسانی که اتفاقی سری به آن میزننند همیشه

شیرین ترین خاطرات دوران زندگی را یاد آوری نماید ولی برای خودم حداقل این خاصیت را داشته که

در ۸سال دوره وبلاگ نویسی حداقل احساس زنده بودن میکنم

و احساس میکنم این ۸سال توان بیشتری بدست آورده ام و قتی به گذشته و به آرشیو وبلاگهای عطار و جانبازان بر میگردم

کلی خاطرات تلخ و شیرین برایم تکرار میشود

 در صورتی که ۸سال قبل از وبلاگ نویسی تقریبا نقطه کور کاری من شده و خاطرات کوتاهی از آن سالها دارم ولی لحظه به لحظه این ۸سال وبلاگ نویسی برایم زنده است

در سال ۱۳۸۱که مدیر مدرسه سید ابن طاووس بودم نزدیک به ۲۰۰صفحه خاطره در ورد نوشتم

که به علت گرفتن یک ویروس کل خاطراتم نابود شد و متاسفانه خاطرات شیرینی را از دست دادم

  ولی وبلاگ با وابسته نبودن به فضای رایانه هر جایی قابل دسترسی است هر چند در وبلاگ به خاطر عمومی بودن همه مطالب را نمی توان مانند دفترچه خاطرات نوشت ولی خوب قسمتی از خاطرات که قابل نوشتن بوده اند به نوعی خاطرات ننوشته شده را هم یاد آوری می نمایند و یا

بهتر بگویم خاطرات عمومی کد رمزی هستند برای خاطرات سانسور شده و نوشته نشده و به نوعی در کنار این خاطرات در وبلاگ خاطرات زیادی هستند که به حافظه شخصی سپرده شده اند

صبح رفتم و یکساعتی با آقای صفایی مشاور جوان مدیرکل صحبت نمودم و ۱۰دقیقه ای هم با آقای کریم زاده نکته جالب در این ملاقات اخلاق بسیار خوب آقای مدیر کل بود

English translation of the above subjects read more content

ادامه نوشته

تدریس ریاضیات                 Teaching Mathematics

از اول مهر تدریس ریاضیات را شروع کرده ام

روزهای شنبه و پنجشنبه مدرسه خلیل آباد و روزهای یکشنبه و چهار شنبه مدرسه عطار

روزهای دوشنبه و سه شنبه بیکار هستم در این دوهفته در روزهای بیکاری پایان کار خانه را گرفتم ودفترچه بیمه  را اصلاح نمودم و همچنین امروز حسابداری مدرسه عطار و دو مدرسه دیگر را تمام کردم و

تراز آزمایشی را برای سه مدرسه آماده نمودم

امروز ظهر یاد روزی افتادم که رفتم اداره و به خاطر رفتن مدیری که شخصیتی منفی داشت شیرینی دادم

می خواستم به مدیران فعلی آموزش و پرورش شهرم بگویم امیدوارم کار به جایی نکشد

 که با رفتن شما به جای شیرینی دادن با رفتنتان جشن بگیرم  

به امید این که با تغییر رفتار مدیران فعلی آموزش و پرورش استان مرکزی شاهد عدالت واقعی به جای این بی عدالتی های فعلی باشیم

با تشکر از تذکر اقای عبدی در مورد املای غلط یکی از کلمات

English translation of the above subjects read more content

ادامه نوشته

زیبایی های روستا                 Village beauty

چیزی که از اکثر روستا ها باقی مانده طبیعت زیبای آن است

با افزایش در آمد و سطح زندگی خانواده های شهری امروزه بعضی مردم به روستا به عنوان یک منبع تولید مواد کشاورزی نگاه نمی کنند بلکه روستا را به عنوان یک محل آرامش برای روزهای تعطیل و رفع خستگی مینگرند

برای همین ویلا سازی و بدست آوردن باغهای کوچک توسط مردم شهرها افزایش یافته و در روستا

قسمت عمده زیبایی را درخت تشکیل میدهد و درخت هم از دیدگاه کشاورز یک محصول زراعی مثل

گندم می باشد و متاسفانه با فروش درختانی مثل صنوبر که استفاده برای نجاری دارد

عملا زیبایی اطراف برخی روستا ها کاسته می شود و با کم شدن بارندگی سالانه اطراف روستا ها زیبایی قبل را کمتر دارا است

تغییر نگرشها در روستا

البته با تغییر روابط انسانی و با ورود دنیای ارتباطات و اطلاعات به روستاها دیدگاه مردم روستا با مردم شهر زیاد فرق ندارد

و افراط و تفریط به جای میانه روی در استفاده از وسایل ارتباط جمعی در روستا بیشتر از شهر میباشد

البته شهرهایی کوچک که از امکانات صنعتی خالی هستند و بیشتر افراد آن با کشاورزی امرار معاش می نمایند خود به عنوان روستاهای بزرگ تعریف می گردند

وظیفه مدرسه :

متاسفانه هدف اصلی مدرسه رشد علمی تعریف شده است و توجه به سایر جنبه ها مانند رشد

 اجتماعی افراد هر چند ظاهرا در اهداف آموزش و پرورش آمده است ولی در میدان عمل چندان به آن توجهی نمی شود

اگر مدرسه در زمینه استفاده از وسایل ارتباط جمعی مانند موبایل و تلویزون و اینترنت و ماهواره

 آموزش داشته باشد و به جای رد فن آوری های روز در استفاده صحیح از این وسایل تلاش نماید جلو

افراط و تفریط گرفته می شود و افراد جامعه چه شهری و چه روستایی یاد میگیرند چگونه در استفاده بهینه از این وسایل برنامه ریزی نمایند

 امروزه به علت نبودن امکانات رفاهی و تفریحی برای جوانان روستا تعداد زیادی از ایشان به

صورت افراطی رو به وسایلی مانند ماهواره آن هم فقط برای استفاده تفریحی و نه علمی می آورند

که این امر باعث می گردد ناهنجارهای اجتماعی در روستا کمتر از شهر نباشد حتی گاها از شهرها هم بیشتر گردد

امروزه در بعضی روستا ها درصد ابتلا به اعتیاد به مواد مخدر از شهرها هم بیشتر می باشد هر چند

در شهر به این مسئله به عنوان یک ناهنجار نگریسته می شود ولی ر روستا به عنوان یک هنجار خیلی راحت با ان کنار می آیند

نیاز به تحقیق در روستا

روان شناسی و مطالعات اجتماعی روستا خلا ی است که جای تحقیق دارد و می طلبد تحقیقات بیشتر و عمیق تری در این زمینه صورت پذیرد

رضائی سیدمحسن کارشناس ارشد علوم تربیتی ۷/۷/۸۹

English translation of the above subjects read more content

ادامه نوشته

زیبایی های جاده خلیل آباد                         Khalil Abad Road beauty

جاده جنوب غربی خمین به سمت امام زاده ریحان را که بروی تا آخر فیروز آباد آخرین فلکه که رسیدی جاده سمت راست را باید رفت

۱-بعد از ۵۰۰متر فضای سر سبز با درختان صنوبر شروع میشود و دو طرف جاده تا حدود ۳کیلومتر را باغهای انگور فرا گرفته که به علت نزدیکی به خمین این ۲سال تعدادی ویلا در وسط باغها ساخته شده است

۲-بعد از ۸کیلومتر و از بالا ته دره ای زیبا در کنار روستای گوشه محمد مالک به چشم میخورد که در کنار رودخانه قلمستانی از درختان صنوبر قرار دارد

۳-۱۳کیلومتر که بروی قلمستان زیبای نزدیک روستای نشهر را خواهی دید که از وسط درختان میگذری و ادامه این درختان در دو طرف رودخانه نشهر حدودا ۲کیلومتر امتداد دارند

۴-بعد از ۲۰کیلومتر رودخانه آشمسیان نمایان میشود که درختانی زیبا اطراف رودخانه نزدیک به ۴کیلومتر تا روستای برجک را فرا گرفته اند

۵-۱۰۰۰متر مانده به روستای خلیل آباد اطراف جاده نمایی دلنشین روستایی از فضای سبز نمایان میشود

۶-داخل مدرسه

تعدادی درخت ۱۰ساله و بصورت نامنظم گوشه ای از مدرسه قرار گرفته اند که در بین درختان فضای طبیعی و زیبا جهت استراحت دانش آموزان بوجود آمده است

English translation of the above subjects read more content

ادامه نوشته

حرفهایی با حاج بابایی وزیر آموزش و پرورش                Words with the Education Minister of Haj Bab

آقای حاج بابایی مزایای طرح های شما به قرار ذیل است

۱-بیمه طلایی

حق بمه ما از ماهی ۱۶هزار تومان در ماه بابت بیمه دفترچه این ماه به ماهی ۹۰هزار تومان افزایش پیدا کرده است (یعنی ماهی ۹۰هزارتومان از حقوقمان کسر میشود که در سال میشود سالی یک میلیون و ۸۰هزارتومان )

۲-غذای مسافر

در شهر ساری

سالهای قبل هر ساعتی به شهرهای شمال میرسیدیم درب اداره و نگهبان آن نامه میداد برای مدرسه امسال تابستان با تمام دردسر ساعت ۱۰به اداره آموزش و پرورش شهر ساری رفتیم گفتند کارمان تعطیل شده و نیروی مخصوص جهت اداره اسکان گذاشته اند و نگهبان اداره پاسخگو نیست و یک شب در ساری چند ساعتی دربدرخیابانهای شلوغ این شهر ودیم و مجبور شدیم یک شب در یک امام زاده تا صبح بخوابیم  

-در شهر گرگان

متاسفانه شبی که آنجا بودیم به علت تمام شدن کوپن غذای شبانه یک از همکاران عصبانی شد و مسئولین ستاد اسکان این شهر به او مکان برای خواب ندادند

وضعیت حقوقی

بعضی ادارات مزایایی مانند وام های  ۵۰میلیونی جهت ساخت یا خرید خانه با مدت بازپرداخت بلند مدت می دهند با ماهی کمتر از ۲۰۰هزار تومان

در شهر کوچک خمین برای ساخت یک خانه ۴۵میلیون تومان خرج میکنیم با دهها نوع وام و با تقریبا پرداخت ماهی ۷۰۰هزار تومان اقساط ماهیانه یعنی ۱۰۰درصد حقوق یک معلم

۳-تحصیل فرزندان در مدارس خاص

این یکی خوشبختانه تا کنون برایمان هزینه ای نداشته و قسمتی از هزینه زندگی را کم کرده است

 

۴-مجتمع کردن مدارس

با مجتمع شدن مدارس ما به علت نداشتن سواد کافی در مدیریت از مدیریت برداشته شدیم و تقریبا ۲۰۰هزارتومان از حقوقمان کم و به فشارهای اقتصادی زندگی ما افزوده شد

۵-افطاری

یک شب افطار از قسمتی از مزایای حقوقی ما کاری نسبتا مثبت است که حداقل یک شو ر و شعفی با دیدن سایر همکاران پیدا میکنیم و به اجبار هم که شده لااقل در یک شب در طول سال در رستورانی مناسب با خانواده شامی در کنار سایر همکاران صرف میکنیم

۶-مزایای ماه رمضان

امسال هیچ گونه مواد غذایی در ماه رمضان به همکاران تعلق نگرفت

۷-حرف آخر

وزیر محترم آموزش و پرورش دادن این مزایان روی هم رفته کاری مثبت است به شرط که مزایا با

برنامه ریزی مناسب به جای دادن احترام به معلم باعث تحقیر ایشان مثل نمونه هایی که در ساری و گرگان مثال  زدم نگردد

 

English translation of the above subjects read more content

ادامه نوشته

اولین روز مدرسه خلیل آباد                 First day of school, Khalil Abad

امروز صبح زنگ زدم به آقای شریفی مدیر مدرسه راهنمایی خلیل آباد و بعد رفتم سر خیابان بسیج  و با خودرو ایشان رفتیم به خلیل آباد

خلیل آباد حدودا در ۳۰کیلومتری خمین قرار گرفته و باید از روستاهای پشتکوه و گوشه محمد مالک و نشهر و سکانه و آشمسیان بگذری تا به این روستا برسی و در وسط روستا در کنار جاده اصلی

 مدرسه ای قرار گرفته که دو سالن دارد

۱-سالن قدیمی و در حال تخریب که تعطیل است

۲-سالن جدید مدرسه راهنمایی که تقریبا ۳۰سال ساخت نشان مدهد

-در مدرسه چیدمان وسایل و مرتب بودن آن     با و جود کهنگی مدرسه به چشم میخورد

در کنار درب ورودی تعدادی درخت با عمر متوسط ۱۵سال بچشم میخورد که به این نقطه از مدرسه زیبایی خاصی بخشیده است

بعد ا چند دقیقه ای که در دفتر بودیم رفتم کلاس اول راهنمایی با تعداد محدودی دانش آموز و از ایشان در رابطه با ۴عمل اصلی به صورت ارزشیابی تشخیصی سئوال نمودم

زنگ تفریح هم مدیر مجتمع آمد سری زد و با ایشان در رابطه با حسابداری مجتمع  و آزادی عمل مدیران مدارس صحبت نمودم

و...

در کل امروز اول مهربود برای من دومین روز کاریم بعد از مدرسه عطار در روز چهارشنبه بود

بعد از ۸سال کلاس درس رفتن مثل ورود به مدرسه در اولین روزهای تدریس می باشد

البته با تفاوتی کوچک که این بار به ۱۶سال تجربه مدیریت و تدریس به کلاس درس وارد شدم

دیشب هم آقای محمدی مدیر مجتمع ورچه زنگ زد وبا ایشان در رابطه با مدرسه صحبت نمودیم

جالب است آموزش و پرورش خمین به دلیل واهی نیروهای کارشناس ارشد و کارشناس مدیریت آموزشی را از مدیریت مدرسه کنار میگذارد و به ایشان به اجبار امر می نماید به کلاس درس بروند و در اینحال به دنبال گرفتن مجور برای استفاده از نیروهای فوق دیپلم در پستهای معاونت مدارس و یا مدیریت مدارس می باشد

 خوب در خمین ما هم عدالت آموزشی اینگونه تعریف شده است؟؟؟؟ 

English translation of the above subjects read more content

ادامه نوشته

تحویل مدرسه                                            School Delivery     

امروز رسما مدرسه را تحویل دادم 

و از فردا صبح ۲روز درمدرسه عطار ریاضی تدریس میکنم و دو روز هم در مدرسه خلیل آباد

امروز عصر تمام کتاب فروشی های خمین را گشتم تا کتاب ریاضی اول و دوم و سوم راهنمایی را بخرم ولی تنها توانستم ریاضی سوم را تهیه کنم

۲- نوشتن نامه با عنوان زیر در وبلاگ آقای کریم زاده

آموزش و پرورش و نداشتن تیم انتقاد درونی

برای ساخت یک فیلم سینمایی 2ساعته ماهها و گاهی سالها و در کشورهای مختلف بحثهای انتقادی

 به راه می افتد و در آموزش و پرورش خیلی طرح ها یک شبه بدون کار کارشناسی می آید

با نقاط ضعف و قوت فراوان اینجانب به عنوان یک کارشناس تعلیم و تربیت چند نقطه منفی را در مورد مجتمع های آموزشی در ذیل می آورم و بعد از رفتن به کلاس درس و بدست آوردن وقت بیشتر انتقادهای بیشتری خواهم نوشت به شرطی که شما هم با صبر و حوصله انتقادات مرا بپذیرید و حاضر به چاپ آن در وبلاگ خود باشید
مجتمع های آموزشی ؟؟؟

در تعریف جدید هر ۶مدرسه روستایی تحت نظر یک مدیر اداره میشود و بسیاری از حقوق اداری مدارس

به صورت مستقل از ایشان گرفته شده است و مدیر مدارس عملا اختیارات زیادی ندارند علاوه بر سلب اختیار شدن باید چند ساعتی را هم به عنوان معلم به کلاس درس بروند

وقتی این مسئله را از دور نگاه میکنی ظاهرا تغییر مثبتی است

ولی عملا قدرت و اختیار مدیر از ۲۰درصد هم تجاوز نمی کند و برای ایجاد هر طرح جدیدی در آموزشگاه باید از هفت خوان جدید رستم بگذرد تازه اگر طرح و ابتکاری هم از خود داشته باشد عملا این طرح به اسم مدیر مجتمع تمام خواهد شد

نکته بعدی این است که مدیران مجتمع ها بیشتر معلمین راهنمای قبلی  هستند(فعلا در شهر ما )و تجربه مدیریتی کمی دارند فقط نقطه مثبت ایشان ارتباط تنگاتنگ با اداره است و دلیل این گونه انتخابها خود سئوال بزرگی ایجاد می نماید و عملا مدارس به نوعی با نظارتی چندین برابری قبل تحت کنترل اداره قرار میگیرند

هر چند نظارت یکی از ارکان مدیریت می باشد ولی افزایش بیش از اندازه نظارت و صلب اختیار خود سئوالات زیادی را به وجود می آورد و عملا جلو هر نوع خلاقیت آموزشی را در مدرسه میگیرد

حال هدف از افزایش کنترل و نظارتی به این شدت بر مدارس کم جمعیت روستایی چه میتواند باشد 

ادامه نوشته

روز سه شنبه 30شهریور 1389                        Tuesday 30 Persian date Shahrivar 1389

امروز زنگ زدم به کفیل آموزگار تا بیاید و مدرسه را تحویل بگیرد و یک ساعتی با ایشان در مدرسه بودیم

قرار شد برای بازگشایی مدرسه فردا تغییر و تحول آموزشگاه صورت گیرد

از فردا به بعد باید به کلاس ریاضی بروم و ریاضی تدریس کنم چرا ؟ چون سلیقه آقای ایکس

بر نمی تابد من مدیر آموزشگاه باشم 

روز پنجشنبه هم باید بروم خلیل آباد و روزهای دو شنبه و سه شنبه روزهای بیکاری من است

 

ادامه نوشته

یک خاطره از 29سال پیش (عشق میدان تیر )                        A memory from 29 years ago (Love Field

سال ۱۳۶۰کلاس پنجم ابتدایی در مدرسه بوعلی (مکان فعلی دبیرستان عفیفه )درس میخواندم معلم ما آقای مسجودی بود یکی از دوستان هم کلاسمان هم حسین ترابی بود و یکی هم بخشش و...

یکروز یکی از همکلاسانمان گفت بیائید برویم بسیج (جای فعلی درمانگاه شهید مصطفی خمینی )ثبت نام کنیم و چند روز بعد هم می رویم میدان تیر و تیر اندازی می کنیم

اولش به عشق تیر اندازی رفتیم بعد دوستان یکی یکی دیدن خبری از تیر اندازی نیست رها کردن و رفتند ولی من ماندنی شدم

اولین جلسه آموزش ما شروع شد استاد ما آقای عرب(پاسدار شهید ) بود و اصلحه ام یک را به ما آموزش میداد جوانی بود که تازه ته ریشی در آورده بود در بسیج حق نداشتیم غیر از برادر با کلمه دیگری هم را صدا کنیم برادر عرب محبوبیت خاصی داشت و چند ماه بعدش هم به قهرمانان ملی پیوست یادش به خیر باد

جلسات بعد اصلحه ج ۳راآوردند اینبار هم پاسدار جوان دیگری به نام (شهید)صفاری اصلحه جدید را به ما آموزش میداد آقای صفاری اهل روستای فرنق بود این را ۲سال پیش که به فرنق رفتم و تابلو ایشان را دیدم متوجه شدم

البته اوایل در سپاه اصلحه کلاش کمتر آموزش داده میشد

ما در روزهای شنبه با دوستانمان به کلاس کاراته میرفتیم این کلاسها هم تو سط پاسدار شهید احمد قمری اجرا میشد

ارتباط ما با بسیج تا تابستان ادامه پیدا کرد تابستان یک اردوی ۴روزه به اراک رفتیم در این اردو همراهانمان آقای مهدی افضلی و شهید عباس مجیدی بودند خاطره زیبای این اردو تک خوانی یک از دوستانمان بود که باصدای شیرین خود شعر داداشم رفته به جنگ رفته آزادی بیاره ....توسط حسن محبتی اجرا میشد (ایشان هم اکنون پزشک هستند )

بعد از چند روز اردوی بعدی که رفتیم اردوی چشمه علی دامغان بود مسئول این اردو پاسدار شهید حسن انوری بود این اردو در حدود ۱۵ روز طول کشید شب آخر من رفتم سر پست البته با اصلحه بدون سوزن چون کودک ۱۰ساله بودیم میترسیدند اصلحه با سوزن تحویلمان دهند

البته خودشان بصورت مخفیانه مراقب بودند آنشب بچه ها را بردند پیاده روی ولی خوب من تا صبح بیدار ماندم ولی خوشبختانه از خشم شب نجات پیدا کردم

یک روز طنابی بسته بودند بین دو درخت بر روی چشمه علی و می گفتند که باید طناب را بگیرید و به آنطرف بروید اکثر بچه ها چند قدمی که میرفتند به داخل چشمه سقوط میکردند و اگر کسی دوست نداشت از روی طناب برود توسط یکی از برادران به داخل آب انداخته میشد

من جرئت نکردم از روی طناب بروم ولی خوب قبول کردند که از درخت پائین بیاییم

یکر وز رفتم میدان تیر پاسدار مسئول میدان گفت بچه های کمتر از ۱۵سال دو تیر و بچه های بزرگتر از ۱۵سال ۵تیر بزنند برادر حسن انوری به نام صمد هم با ما همراه بود او گریه کنان از برادرش میخواست که ۵تیر بزند برادرش هم به ایشان میگفت تو بیشتر از دو تیر نمی توانی بزنی تو تنها ۱۲سال داری ۲تیر من که تمام شد سر اسلحه را به عقب برگرداندم و گفتم تیر من تمام شده که یکباره لقدی نثارم شد

بعد از دامغان با قطار برگشتیم در بین راه مامور مراقب قطار از آقای انوری مجوز اسلحه را خواست ایشان هم مجوز را نشان داد بعد از رفتن مامورشهید انوری  گفت مجوز من چند روزه تمام شده ولی مامور متوجه نشده است در هر صورت ۲اردوی به یاد ماندنی از تابستان ۱۳۶۰برایم ماند که در اینجا آوردم

در دوره های بعدی عضو گروه سرود شماره ۲بسیج شدیم مسئول گروه ما یکی از اعضای گروه سرود ۱بود به نام آقای علیرضا شفیعی

بعد با سایر اعضای گروه با یک ماشین سپاه به مجالس ختم شهدا میرفتیم و یا در نماز جمعه سرود

دسته جمعی اجرا میکردیم البته من فقط هم خوانی میکردم و گاهی از خجالت سرم را هم بالا

نمی آوردم یادم هست در مسجد جامع خمین سرود اجرا کردیم پدرم آمدم خانه گفت چرا صدای تو در نمی آمد

یکروز هم با یک لندرور رفتیم امام زاده یوجان در مراسم یک شهید سرود اجرا کنیم

گروه سرود ما آقایان محمودی و پاسدار رفیعی مسئول بودند یک روز در زیر زمین بسیج مشغول اجرای

 سرود بودیم آقای صباغی آمد و گفت بچه ها چرا هم خوانی نمی کنید و هر کدام صدای مختلفی از خود در می آورید و بعد از آن تقریبا با هم هم نوا میشدیم

گاهی هم با لباسهای خاکی بسیجی در روزهای اعزام بسیجی ها یا اموزشهای نظامی داخل شهر جلو بزرگترها به صورت منظم تمرین راه رفتن نظامی داشتیم

البته در کودکی عشق عجیبی به گرفتن اسلحه در دست داشتیم

روزهای جمعه کلاس عقیدتی داشتیم و کلاسمان هم توسط برادر شهید ؟؟الان اسمش در ذهنم نیست

بعدا فهمیدم ایشان مسئول عقیدتی سیاسی لشکر ۱۷علی ابن ابی طالب بوده اند البته زن هم از

 همسایگی ما گرفته بودند و اولین و شاید هم آخرین عروسی بود که به عمرم دیدم عروس را با صلوات و با شعائر اسلامی می برند متاسفانه ایشان بعد از مدت کوتاهی به شهادت رسیدند

ما علاقه شدیدی به شرکت در گروههای سرود و مراسم بسیج داشتیم و به علت سن کم ما اجازه رفتن

 به جبهه تا قبل از ۱۶سالگی نمی دادند

یک روز یکی از بچه های گروه ما علیرضا نجفی در زیر صندلی مینی بوسی که قرار بود بسیجی ها

را به جبهه اعزام کند قایم شد و تقریبا نزدیکی های شهابیه متوجه حضور ایشان در خودرو شدند و مینی بوس برگشت و ایشان را در بسیج پیاده کرد

نو جوان دیگری بود که تقریبا ۴سال از ما بزرگتر بود یعنی ۱۴سالش بود ایشان یکروز گفت میخواهم به

 جبهه بروم شهید قمری ایشان را دعوا کرد که تو کوچکی و حق نداری در این سن به جبهه بروی به هر

صورت ایشان با گریه و زاری موفق شد موافقت مسئولین بسیج را بگیرد و بعد از آن به جبهه رفت البته

ایشان بسیار شخصیتی مهربان داشتند و بعد از مدت کوتاهی به شهادت رسیدند (شهید مجتبی نوری )

گروه سرود ما یا همان گروه سرود شماره ۲تقریبا با مدیریت بعضی از بچه های گروه سرود شماره ۱که

بچه های آن تقریبا ۲ یا سه سال از ما بزرگتر بودند اداره میشد و بعضی از کلاسهای ما هم مشترک بود

بزرگ هر دو گروه سرود مهدی شاه محمدی (دکتر شهرام شاه محمدی فعلی )بودند از دو گروه سرود چند

دانش آموز هم در سن کودکی به شهادت رسیدند که از جمله شهید صالحی و شهید خسروی

و تعدادی هم الان با طی کردن تحصیلات دانشگاهی در مراکز مختلفی به عنوان مسئول و یا کارشناس مشغول فعالیت هستند

برادری ما تا چند سالی ادامه پیدا کرد و در چند سال بعد من سعی زیادی کردم به جبهه بروم ولی به

علت سن پائین موفق نمی شدم تا این که در ۱۶سالگی موفق شدم با تکنیک خاصی به جبهه اعزام

 شوم که این خود خاطره طولانی دارد که یک روز به عنوان خاطره برای یک گروه خاطره نویس دوران جنگ تحمیلی

 نوشتم چند صفحه ای شد و جایزه ای هم گرفتم در هر صورت امیدوارم خاطر ات بعدی خودم را از دوران تحصیل و مسائل جانبی آن و دوستان گذشته و حال در این وبلاگ بنویسم

 

ادامه نوشته

خنده تلخ بیکاری در خمین 2                        Bitter Laughter unemployment Khomein 2  

خمین یک شهر بزرگ است که مردم زیادی از طریق کشاورزی امرار معاش می نمایند در این چند سال با

توجه به خشکسالی و نشست شدید آبهای زیر زمینی عملا کشاورزی خمین با خطر بزرگی دست به گریبان است

و روستاهای خمین به همین علت تقریبا دارند خالی از سکنه می شوند ویا بهتر بگویم کمترین جمعیت را دارند

معلمان خمین  حدودا۱۰سال پیش نزدیک به ۳۵۰۰نفردر حال اشتغال بودند که امروز به مرز ۱۵۰۰نفر

رسیده  علت را باید کم شدن جمعیت بدانیم  جمعیت خمین به علت بیکاری  به

مهاجرت دست زده اند و عملا خمین در حال خالی شدن از سکنه جوان و فعال می شود

در اواخر جنگ تحمیلی بزرگترین کارخانه نخ خاورمیانه در خمین راه اندازی شد

و در اوج فعالیت کاری خود نزدیک به ۱۰۰۰نیروی کار داشت که امروزه این تعداد به زحمت به ۱۰۰نفر

 می رسد

دومین کارخانه یا مرکز کار فعال خمین شاید برایتان باور کردنی نباشد که مرکزی که با بیش از ۵۰ کارگر روز مزد به عنوان کشتارگاه مرغ فعالیت می کند می باشد

و فعلا در شهرک صنعتی خمین تعدادی کارخانه وجود دارد که هر کدام با تعداد نیروی کمتر از ۱۰نفر

مشغول فعالیت هستند یا بعضی از سوله ها یا کارخانه ها تعطیل شده اند و بعضی فقط با یک نگهبان

اداره می شوند

البته خمین نیاز به یک بازنگری کامل در مدیریت اجرایی شهر دارد و نیاز هست بدون دغدغه و با تشکیل

گروههای کارشناسی از تمام جریانات فکری و اقتصادی و سیاسی و هنری و فرهنگی و... در بهبود وضعت

 فعلی خمین کاری شود

در آموزش و پرورش با وجود داشتن بیش از ۱۰۰نیروی فوق لیسانس و دکترا کمترین استفاده فکری از

ایشان نمی شود و در اصل در مدیریتهای اجرایی و مدارس و کارشناسی های مختلف نقشهای بسیار کوچکی دارند و یا اصلا بکار گرفته نمی شوند

تصمیم گیرندگان آموزش و پرورش بیشتر به جای این که علمی فکر کنند بیشتر سیاسی کار هستند و یا بیشتر به گروه و طایفه خودشان توجه دارند

)هر چند خمین شهر طایفه ای نیست ولی دو دستگی های خمین باعث شده عملا مردم به چند گروه و

 طایفه سیاسی و فکری در خمین تبدیل شوند

و با آمدن طایفه ای از خمین در راس مدیریت اجرایی شهر عملا سعی می شود با هر بهانه ای گروههای دیگر بطور کامل از صحنه سیاسی و مدیریتی حذف گردند )

کاری که در شهرهای اطراف کمتر بچشم می آید

البته این مطالب نیاز به مدرک ندارد از هر خمینی که از کودکی در شهر ما بزرگ شده و اهل فکر کردن

 به اوضاع شهرش بوده بپرسید شناسنامه این جریانات سیاسی و بازاری را به شما نشان خواهد داد

در هر صورت ای کاش به جای توجه به قوم و طایفه به توانای های فکری و مدیریتی افراد توجه میشد

و افراد علمی و بادرایت بدون توجه به هم تیره یا هم طایفه نبودن فقط به علت داشتن توانایی به کار گمارده می شدند

جالب است بدانید هر گروهی که سر کار بیاید سعی میکند با ساختن مدارکی  گروه مقابل را به صورت کامل از صحنه حذف نماید

پیراهن عثمان

گروه اندکی از یکی از طوایف شهرمان وجود دارد که وقتی از مدیریت کنار می روند و طایفه مقابل به

مدیریتی می رسد سریع پرچم خود را بالا می گیرند که با آمدن نیروهای طایفه مقابل اسلام در خطر افتاد و...؟

تنها مسئله ای که برای تمام گروههای خمین نادیده گرفته شده است فقر و بیکاری جوانان خمین است

۳سال پیش شعبه ای از سایپا جهت تولید سالیانه هزاران خودرو در خمین قرار بود رسما تاسیس شود در همان هنگام یک شعبه سایپا هم در کاشان کلنگ خورد

امروز در خمین همه این حرف را شایعه می دانند و به فراموش سپرده اند ولی سایپای کاشان در حال تولید دومین خودرو ملی می باشد ؟

آیا غیر از این است که مردم عزیز خمین وفاداریشان را به نظام جمهوری اسلامی با تقدیم بیش از هزار شهید از بهترین و توانا ترین جوانان شهرشان ثابت نموده اند

خمین و نجف آباد بیشترین درصد شهدای جنگ   تحمیلی را در کشور دارا هستند

نجف آباد به علت اشتغال بالا بیشترین آمار اشتغال را دارا است و سیر مهاجرت جوانان به این شهر مثبت است و بیشتر جوانان شهرهای دیگر برای یافتن کار به این شهر می روند

و خمین بالاترین درصد بیکاران را در استان مرکزی نزدیک به ۳۰درصد دارا است و سیر مهاجرت

 در آن منفی است و بیشتر نیروی کار این شهر را ترک می نمایند

 

 

ادامه نوشته